unreadable

[ایالات متحده]/ʌn'riːdəb(ə)l/
[بریتانیا]/ʌn'ridəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سخت برای خواندن یا درک کردن، خواندن آن جالب نیست.

جملات نمونه

a heavy, unreadable novel.

یک رمان سنگین و غیرقابل خواندن.

an unreadable look in his eyes.

یک نگاه غیرقابل خواندن در چشمانش.

The handwriting was completely unreadable.

خط دست کاملاً غیرقابل خواندن بود.

The font size on the screen was too small and unreadable.

اندازه فونت روی صفحه نمایش خیلی کوچک و غیرقابل خواندن بود.

The code he wrote was so messy and unreadable.

کدی که نوشت آنقدر نامرتب بود که غیرقابل خواندن بود.

The document was scanned poorly and came out unreadable.

سند به خوبی اسکن نشد و غیرقابل خواندن بیرون آمد.

The sign was covered in dirt, making it unreadable.

تابلو با خاک پوشیده شده بود و آن را غیرقابل خواندن می کرد.

The encryption on the file made it unreadable without the key.

رمزگذاری روی فایل بدون کلید آن را غیرقابل خواندن می کرد.

The ancient text was so faded that it became unreadable.

متن باستانی آنقدر محو شده بود که غیرقابل خواندن شد.

The map was folded so many times that parts of it became unreadable.

نقشه آنقدر بارها تا شد که قسمت هایی از آن غیرقابل خواندن شد.

The message was written in a secret code, making it unreadable to others.

پیام با یک کد مخفی نوشته شده بود و آن را برای دیگران غیرقابل خواندن می کرد.

The label on the package was torn and unreadable.

برچسب روی بسته پاره شده بود و غیرقابل خواندن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید