readaptation process
فرآیند بازسازماندهی
readaptation strategy
استراتژی بازسازماندهی
readaptation phase
فاز بازسازماندهی
readaptation model
مدل بازسازماندهی
readaptation plan
برنامه بازسازماندهی
readaptation techniques
تکنیکهای بازسازماندهی
readaptation efforts
تلاشهای بازسازماندهی
readaptation framework
چارچوب بازسازماندهی
readaptation skills
مهارتهای بازسازماندهی
readaptation support
حمایت از بازسازماندهی
the readaptation of the novel into a film was highly anticipated.
بازسازی رمان به فیلم بسیار مورد انتظار بود.
she faced challenges during her readaptation to a new environment.
او در بازسازی خود در یک محیط جدید با چالش هایی روبرو شد.
readaptation of the curriculum is necessary for modern education.
بازسازی برنامه درسی برای آموزش مدرن ضروری است.
his readaptation after returning home took some time.
بازسازی او پس از بازگشت به خانه مدتی طول کشید.
the readaptation process can be difficult for many people.
فرآیند بازسازی می تواند برای بسیاری از مردم دشوار باشد.
she underwent a readaptation phase after her long trip abroad.
او پس از سفر طولانی خود به خارج از کشور وارد یک مرحله بازسازی شد.
the readaptation of wildlife to their natural habitat is crucial.
بازسازی حیات وحش به زیستگاه طبیعی آنها بسیار مهم است.
readaptation strategies are essential for successful integration.
استراتژی های بازسازی برای ادغام موفق ضروری هستند.
the readaptation of the team after the coach's departure was impressive.
بازسازی تیم پس از جدایی مربی بسیار چشمگیر بود.
his readaptation to civilian life was smoother than expected.
بازسازی او به زندگی غیرنظامی آسان تر از حد انتظار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید