readymades

[ایالات متحده]/ˈrɛdiˌmeɪdz/
[بریتانیا]/ˈrɛdiˌmeɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (جمع از ready-made) آماده‌سازی‌شده یا در دسترس با حالت کامل؛ ساخته‌شده نه به سفارش یا به طور سفارشی
n. (جمع) اشیاء هنری که توسط هنرمند ساخته یا انتخاب شده و به عنوان هنر ارائه می‌شود؛ اشیاء ساخته‌شده معمولی که به عنوان هنر ارائه می‌شود؛ یک مجله آمریکایی با عنوان "Ready Made" که به فرهنگ DIY و طراحی می‌پردازد
adj. (جمع) ساخته‌شده از پیش و آماده برای استفاده فوری؛ ساخته‌شده از پیش یا تولید شده تجاری

عبارات و ترکیب‌ها

the readymades

آماده‌های دوچامپ

readymade art

هنر آماده‌سازی

duchamp's readymades

آماده‌های دوچامپ

using readymades

استفاده از آماده‌ها

conceptual readymades

آماده‌های مفهومی

contemporary readymades

آماده‌های معاصر

famous readymades

آماده‌های معروف

readymades collection

مجموعه آماده‌ها

artistic readymades

آماده‌های هنری

radical readymades

آماده‌های انقلابی

جملات نمونه

the museum exhibited several controversial readymades that challenged traditional definitions of art.

موزه چندین ریدیماده مورد بحث را نمایش داد که تعریف سنتی هنر را به چالش کشید.

marcel duchamp's readymade art revolutionized how we perceive everyday objects.

هنر ریدیماده مارسل دوشانپ روش دیدگاه ما را در مورد اشیاء روزمره تغییر داد.

some critics argue that readymades lack the artistic skill required in traditional sculpture.

برخی منتقدان می‌گویند ریدیماده‌ها دارای مهارت هنری لازم برای مجسمه‌سازی سنتی نیستند.

the gallery's new collection features industrial readymades from the early twentieth century.

مجموعه جدید گالری از ریدیماده‌های صنعتی قرن بیستم میلادی برخوردار است.

students studied how readymades transform mundane items into philosophical statements.

دانشجویان چگونگی تبدیل اشیاء معمولی به بیانات فلسفی را مطالعه کردند.

contemporary artists continue to create provocative readymades that spark debate.

هنرمندان معاصر به طور مداوم ریدیماده‌های تحریک‌کننده ایجاد می‌کنند که بحث را به هم می‌زنند.

the exhibition explores the cultural significance of readymades in modern art history.

این نمایشگاه به اهمیت فرهنگی ریدیماده‌ها در تاریخ هنر مدرن می‌پردازد.

readymade furniture offers practical solutions for small apartments with limited space.

مبلمان ریدیماده راه‌حل‌های عملی برای اتاق‌های کوچک با فضای محدود ارائه می‌دهد.

the artist's readymades challenge viewers to reconsider the boundary between art and everyday life.

ریدیماده‌های هنرمند بازدیدکنندگان را به بازخوانی مرز بین هنر و زندگی روزمره تشویق می‌کند.

museum curators carefully select readymades that represent pivotal moments in artistic movements.

نمایندگان موزه با دقت ریدیماده‌هایی را انتخاب می‌کنند که لحظات کلیدی در حرکات هنری را نمایش می‌دهند.

consumer culture has been deeply influenced by the philosophy behind readymade objects.

فرهنگ مصرف‌کننده‌ها به شدت تحت تأثیر فلسفه پشت اشیاء ریدیماده قرار گرفته است.

the controversy surrounding readymades stems from their radical departure from traditional artistic creation.

جدل مربوط به ریدیماده‌ها از رفتار جهشی آنها از خلق هنری سنتی ناشی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید