rearmed

[ایالات متحده]/rɪˈɑːmd/
[بریتانیا]/rɪˈɑrmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فراهم کردن تسلیحات جدید یا بهبود یافته؛ بهبود تجهیزات

عبارات و ترکیب‌ها

rearmed forces

نیروهای دوباره مسلح

rearmed nation

کشور دوباره مسلح

rearmed military

نظامی دوباره مسلح

rearmed troops

نیروی نظامی دوباره مسلح

rearmed state

حالت دوباره مسلح

rearmed combatants

جنگ‌سالاران دوباره مسلح

rearmed alliance

ائتلاف دوباره مسلح

rearmed group

گروه دوباره مسلح

rearmed strategy

استراتژی دوباره مسلح

جملات نمونه

the country rearmed after years of disarmament.

کشور پس از سال‌ها خلع سلاح، دوباره مسلح شد.

the military rearmed its forces to prepare for potential conflicts.

ارتش برای آمادگی در برابر درگیری‌های احتمالی، نیروهای خود را دوباره مسلح کرد.

after the treaty, they rearmed secretly.

پس از معاهده، آن‌ها به طور مخفیانه دوباره مسلح شدند.

the nation decided to rearm to ensure its security.

کشور تصمیم گرفت برای اطمینان از امنیت خود، دوباره مسلح شود.

they rearmed their fleet with advanced technology.

آن‌ها ناوگان خود را با فناوری پیشرفته دوباره مسلح کردند.

in response to threats, the government rearmed quickly.

در پاسخ به تهدیدها، دولت به سرعت دوباره مسلح شد.

the rebels rearmed themselves for the upcoming battle.

شورشیان خود را برای نبرد پیش رو دوباره مسلح کردند.

after the ceasefire, they began to rearm again.

پس از آتش‌بس، آن‌ها دوباره شروع به مسلح کردن کردند.

the country felt it necessary to rearm amid rising tensions.

کشور با توجه به افزایش تنش‌ها، مسلح شدن را ضروری احساس کرد.

they rearmed with the latest weapons available on the market.

آن‌ها با جدیدترین سلاح‌های موجود در بازار، دوباره مسلح شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید