reequipped

[ایالات متحده]/[riːˈɪkwɪpt]/
[بریتانیا]/[rɪˈɪkwɪpt]/

ترجمه

v.再次装备;改装。
v.(重新装备的过去式)过去曾再次装备。

عبارات و ترکیب‌ها

reequipped the lab

being reequipped

fully reequipped

reequipped soldiers

reequipped with tools

had reequipped

reequipped team

reequipped quickly

جملات نمونه

the team reequipped with new helmets and pads before the game.

تیم قبل از بازی با دوشیت‌های و تجهیزات جدید مجهز شد.

after the power outage, the lab was quickly reequipped with backup generators.

پس از قطع برق، آزمایشگاه به سرعت با ژنراتورهای پشتیبان مجهز شد.

the soldiers reequipped with advanced weaponry for the upcoming mission.

نیروهای مسلح برای مأموریت آینده با سلاح‌های پیشرفته مجهز شدند.

the kitchen was reequipped with modern appliances to improve efficiency.

آشپزخانه با دستگاه‌های حديث برای بهبود کارایی مجهز شد.

the fighter pilot reequipped his jet with extra fuel tanks.

پیлот جنگنده جت خود را با مخازن سوخت اضافی مجهز کرد.

the research lab was reequipped with state-of-the-art equipment.

آزمایشگاه تحقیقاتی با تجهیزات نوین مجهز شد.

the hiking group reequipped with water bottles and trail mix.

گروه کوهنوردی با قوطی‌های آب و مخلوط راه‌یابی مجهز شد.

the factory was reequipped to produce a new line of products.

کارخانه برای تولید خط جدیدی از محصولات مجهز شد.

the emergency response team reequipped with specialized tools.

تیم پاسخ به بحران با ابزارهای ویژه مجهز شد.

the old computer was reequipped with a faster hard drive.

کامپیوتر قدیمی با یک دیسک سخت سریع‌تر مجهز شد.

the sailboat was reequipped with new sails and rigging.

کشتی بادی با دوچرخه‌های جدید و تجهیزات مجدد مجهز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید