move rearwards
حرکت به عقب
look rearwards
نگاه کردن به عقب
shift rearwards
جابجایی به عقب
travel rearwards
سفر به عقب
step rearwards
قدم برداشتن به عقب
lean rearwards
خم شدن به عقب
glance rearwards
نگاه اجمالی به عقب
pull rearwards
کشیدن به عقب
turn rearwards
چرخش به عقب
drive rearwards
رانندگی به عقب
the car swerved rearwards to avoid the collision.
ماشین برای جلوگیری از برخورد به عقب منحرف شد.
he looked rearwards to check if anyone was following him.
او به عقب نگاه کرد تا ببیند آیا کسی او را تعقیب می کند یا خیر.
the dog ran rearwards when it heard the loud noise.
وقتی سگ صدای بلند را شنید، به عقب دوید.
she stepped rearwards, trying to get a better view.
او به عقب قدم برداشت و سعی کرد منظره بهتری داشته باشد.
the train moved rearwards at the station.
قطار در ایستگاه به عقب حرکت کرد.
he adjusted the mirror to see what was rearwards.
او آینه را تنظیم کرد تا ببیند پشت سرش چه چیزی وجود دارد.
they drove rearwards to exit the narrow alley.
آنها برای خروج از کوچه باریک به عقب رانندگی کردند.
the child stumbled rearwards while playing.
در حین بازی، کودک به عقب افتاد.
she glanced rearwards to see if her friends were coming.
او به عقب نگاه کرد تا ببیند آیا دوستانش می آیند یا خیر.
the vehicle was designed to move rearwards easily.
این وسیله نقلیه به گونه ای طراحی شده بود که به راحتی به عقب حرکت کند.
move rearwards
حرکت به عقب
look rearwards
نگاه کردن به عقب
shift rearwards
جابجایی به عقب
travel rearwards
سفر به عقب
step rearwards
قدم برداشتن به عقب
lean rearwards
خم شدن به عقب
glance rearwards
نگاه اجمالی به عقب
pull rearwards
کشیدن به عقب
turn rearwards
چرخش به عقب
drive rearwards
رانندگی به عقب
the car swerved rearwards to avoid the collision.
ماشین برای جلوگیری از برخورد به عقب منحرف شد.
he looked rearwards to check if anyone was following him.
او به عقب نگاه کرد تا ببیند آیا کسی او را تعقیب می کند یا خیر.
the dog ran rearwards when it heard the loud noise.
وقتی سگ صدای بلند را شنید، به عقب دوید.
she stepped rearwards, trying to get a better view.
او به عقب قدم برداشت و سعی کرد منظره بهتری داشته باشد.
the train moved rearwards at the station.
قطار در ایستگاه به عقب حرکت کرد.
he adjusted the mirror to see what was rearwards.
او آینه را تنظیم کرد تا ببیند پشت سرش چه چیزی وجود دارد.
they drove rearwards to exit the narrow alley.
آنها برای خروج از کوچه باریک به عقب رانندگی کردند.
the child stumbled rearwards while playing.
در حین بازی، کودک به عقب افتاد.
she glanced rearwards to see if her friends were coming.
او به عقب نگاه کرد تا ببیند آیا دوستانش می آیند یا خیر.
the vehicle was designed to move rearwards easily.
این وسیله نقلیه به گونه ای طراحی شده بود که به راحتی به عقب حرکت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید