reasserting

[ایالات متحده]/ˌriːəˈsɜːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriəˈsɜrtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره یا به طور مکرر تأکید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reasserting authority

بازگرداندن اقتدار

reasserting control

بازگرداندن کنترل

reasserting dominance

بازگرداندن برتری

reasserting rights

بازگرداندن حقوق

reasserting position

بازگرداندن جایگاه

reasserting values

بازگرداندن ارزش‌ها

reasserting presence

بازگرداندن حضور

reasserting beliefs

بازگرداندن باورها

reasserting influence

بازگرداندن نفوذ

reasserting identity

بازگرداندن هویت

جملات نمونه

reasserting their commitment to sustainability is crucial.

تأکید مجدد بر تعهد به پایداری بسیار مهم است.

she is reasserting her authority in the workplace.

او بار دیگر قدرت خود را در محیط کار نشان می دهد.

the leader is reasserting the party's core values.

رهبر ارزش های اصلی حزب را مجدداً مطرح می کند.

reasserting the rules will help maintain order.

تأکید مجدد بر قوانین به حفظ نظم کمک می کند.

they are reasserting their position in the market.

آنها بار دیگر جایگاه خود را در بازار تقویت می کنند.

reasserting the need for change is vital for progress.

تأکید مجدد بر ضرورت تغییر برای پیشرفت بسیار مهم است.

he is reasserting his beliefs in the face of criticism.

او در برابر انتقاد، باورهای خود را مجدداً مطرح می کند.

reasserting trust among team members is important.

تأکید مجدد بر اعتماد بین اعضای تیم مهم است.

the organization is reasserting its mission statement.

سازمان بیانیه ماموریت خود را مجدداً مطرح می کند.

reasserting the importance of education can inspire change.

تأکید مجدد بر اهمیت آموزش می تواند الهام بخش تغییر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید