rebroadcasts

[ایالات متحده]/ˌriːˈbrɔːdkɑːst/
[بریتانیا]/ˌriːˈbrɔːdˌkæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره پخش کردن
n. یک پخش بعدی

عبارات و ترکیب‌ها

rebroadcast signal

سیگنال بازپخش

rebroadcast rights

حقوق بازپخش

rebroadcast content

محتوای بازپخش

rebroadcast channel

کانال بازپخش

rebroadcast program

برنامه بازپخش

rebroadcast network

شبکه بازپخش

rebroadcast event

رویداد بازپخش

rebroadcast service

خدمات بازپخش

rebroadcast schedule

برنامه زمانبندی بازپخش

rebroadcast agreement

توافقنامه بازپخش

جملات نمونه

the network decided to rebroadcast the popular series.

شبکه تصمیم گرفت مجموعه محبوب را دوباره پخش کند.

they will rebroadcast the live event next week.

آنها رویداد زنده را هفته آینده دوباره پخش خواهند کرد.

the station plans to rebroadcast the documentary for viewers who missed it.

ایستگاه قصد دارد مستند را برای بینندگانی که آن را از دست داده اند دوباره پخش کند.

we should rebroadcast the interview to reach a wider audience.

ما باید مصاحلمه را دوباره پخش کنیم تا مخاطبان بیشتری را جذب کنیم.

many fans are excited about the rebroadcast of the championship game.

بسیاری از طرفداران از دوباره پخش بازی قهرمانی هیجان زده هستند.

the rebroadcast of the concert will be available online.

دوباره پخش کنسرت به صورت آنلاین در دسترس خواهد بود.

he recorded the show to rebroadcast it later.

او برنامه را ضبط کرد تا بعداً آن را دوباره پخش کند.

they often rebroadcast classic films on weekends.

آنها اغلب فیلم های کلاسیک را در آخر هفته دوباره پخش می کنند.

the radio station decided to rebroadcast the interview series.

ایستگاه رادیویی تصمیم گرفت مجموعه مصاحبه را دوباره پخش کند.

viewers can catch the rebroadcast of the news at midnight.

بینندگان می توانند دوباره پخش اخبار را در نیمه شب تماشا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید