rebuffing advances
رد کردن درخواستها
rebuffing offers
رد کردن پیشنهادها
rebuffing requests
رد کردن درخواستها
rebuffing criticism
رد کردن انتقادات
rebuffing help
رد کردن کمک
rebuffing support
رد کردن حمایت
rebuffing attention
رد کردن توجه
rebuffing invitations
رد کردن دعوتها
rebuffing proposals
رد کردن پیشنهادها
rebuffing suggestions
رد کردن پیشنهادات
she was rebuffing his advances politely.
او با ادب درخواستهای او را پس میزد.
the company is rebuffing all offers to buy them out.
شرکت در حال رد همه پیشنهادها برای خرید آنها است.
he felt hurt after rebuffing her invitation.
او بعد از رد دعوت او احساس ناراحتی کرد.
rebuffing criticism can be counterproductive.
رد کردن انتقادها میتواند غیرسازنده باشد.
she is known for rebuffing unwanted attention.
او به خاطر رد کردن توجهات ناخواسته معروف است.
the politician faced backlash after rebuffing questions.
سیاستمدار پس از رد کردن سؤالات با واکنش منفی روبرو شد.
he kept rebuffing her suggestions during the meeting.
او در طول جلسه به طور مداوم پیشنهادهای او را رد میکرد.
rebuffing help from friends can lead to isolation.
رد کردن کمک از دوستان میتواند منجر به انزوا شود.
they were rebuffing attempts to negotiate a deal.
آنها در حال رد تلاشها برای مذاکره در مورد یک معامله بودند.
rebuffing offers can sometimes be a strategic move.
رد کردن پیشنهادها گاهی اوقات میتواند یک حرکت استراتژیک باشد.
rebuffing advances
رد کردن درخواستها
rebuffing offers
رد کردن پیشنهادها
rebuffing requests
رد کردن درخواستها
rebuffing criticism
رد کردن انتقادات
rebuffing help
رد کردن کمک
rebuffing support
رد کردن حمایت
rebuffing attention
رد کردن توجه
rebuffing invitations
رد کردن دعوتها
rebuffing proposals
رد کردن پیشنهادها
rebuffing suggestions
رد کردن پیشنهادات
she was rebuffing his advances politely.
او با ادب درخواستهای او را پس میزد.
the company is rebuffing all offers to buy them out.
شرکت در حال رد همه پیشنهادها برای خرید آنها است.
he felt hurt after rebuffing her invitation.
او بعد از رد دعوت او احساس ناراحتی کرد.
rebuffing criticism can be counterproductive.
رد کردن انتقادها میتواند غیرسازنده باشد.
she is known for rebuffing unwanted attention.
او به خاطر رد کردن توجهات ناخواسته معروف است.
the politician faced backlash after rebuffing questions.
سیاستمدار پس از رد کردن سؤالات با واکنش منفی روبرو شد.
he kept rebuffing her suggestions during the meeting.
او در طول جلسه به طور مداوم پیشنهادهای او را رد میکرد.
rebuffing help from friends can lead to isolation.
رد کردن کمک از دوستان میتواند منجر به انزوا شود.
they were rebuffing attempts to negotiate a deal.
آنها در حال رد تلاشها برای مذاکره در مورد یک معامله بودند.
rebuffing offers can sometimes be a strategic move.
رد کردن پیشنهادها گاهی اوقات میتواند یک حرکت استراتژیک باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید