rebuffing

[ایالات متحده]/rɪˈbʌfɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈbʌfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور صریح رد کردن یا رد کردن؛ بی‌اعتنایی یا کنار گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

rebuffing advances

رد کردن درخواست‌ها

rebuffing offers

رد کردن پیشنهادها

rebuffing requests

رد کردن درخواست‌ها

rebuffing criticism

رد کردن انتقادات

rebuffing help

رد کردن کمک

rebuffing support

رد کردن حمایت

rebuffing attention

رد کردن توجه

rebuffing invitations

رد کردن دعوت‌ها

rebuffing proposals

رد کردن پیشنهادها

rebuffing suggestions

رد کردن پیشنهادات

جملات نمونه

she was rebuffing his advances politely.

او با ادب درخواست‌های او را پس می‌زد.

the company is rebuffing all offers to buy them out.

شرکت در حال رد همه پیشنهادها برای خرید آنها است.

he felt hurt after rebuffing her invitation.

او بعد از رد دعوت او احساس ناراحتی کرد.

rebuffing criticism can be counterproductive.

رد کردن انتقادها می‌تواند غیرسازنده باشد.

she is known for rebuffing unwanted attention.

او به خاطر رد کردن توجهات ناخواسته معروف است.

the politician faced backlash after rebuffing questions.

سیاستمدار پس از رد کردن سؤالات با واکنش منفی روبرو شد.

he kept rebuffing her suggestions during the meeting.

او در طول جلسه به طور مداوم پیشنهادهای او را رد می‌کرد.

rebuffing help from friends can lead to isolation.

رد کردن کمک از دوستان می‌تواند منجر به انزوا شود.

they were rebuffing attempts to negotiate a deal.

آنها در حال رد تلاش‌ها برای مذاکره در مورد یک معامله بودند.

rebuffing offers can sometimes be a strategic move.

رد کردن پیشنهادها گاهی اوقات می‌تواند یک حرکت استراتژیک باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید