repudiating

[ایالات متحده]/rɪˈpjuːdɪeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈpjuːdɪˌeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری رد کردن؛ به طور رسمی انکار کردن؛ از پذیرش امتناع ورزیدن؛ از ارتباط امتناع ورزیدن؛ از انجام (یک تعهد قانونی) امتناع ورزیدن

عبارات و ترکیب‌ها

repudiating claims

رد ادعاها

repudiating authority

رد صلاحیت

repudiating agreements

رد توافقات

repudiating responsibility

رد مسئولیت

repudiating ideas

رد ایده ها

repudiating beliefs

رد باورها

repudiating actions

رد اقدامات

repudiating statements

رد اظهارات

repudiating decisions

رد تصمیمات

repudiating practices

رد روش ها

جملات نمونه

she is repudiating the terms of the contract.

او در حال رد شرایط قرارداد است.

he is repudiating his previous statements.

او بیانیه های قبلی خود را رد می کند.

the company is repudiating its responsibility for the damages.

شرکت مسئولیت خود در قبال خسارات را رد می کند.

they are repudiating the accusations made against them.

آنها اتهامات وارد شده علیه آنها را رد می کنند.

she felt compelled to repudiate the rumors.

او احساس کرد که مجبور است شایعات را رد کند.

the government is repudiating the claims of the opposition.

دولت ادعاهای مخالفان را رد می کند.

repudiating past mistakes is essential for growth.

رد کردن اشتباهات گذشته برای رشد ضروری است.

he issued a statement repudiating the allegations.

او بیانیه ای مبنی بر رد اتهامات منتشر کرد.

the organization is repudiating its affiliation with the group.

سازمان وابستگی خود به گروه را رد می کند.

she is not afraid of repudiating outdated traditions.

او از رد سنت های قدیمی نمی ترسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید