reciprocations

[ایالات متحده]/rɪˌsɪprəˈkeɪʃn/
[بریتانیا]/rɪˌsɪprəˈkeɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تبادل متقابل یا بازپرداخت متقابل

جملات نمونه

The feeding engine is makes the reciprocation straight-line oscillation for the material process by the feedertrough along the inclined direction to realize;

موتور تغذیه باعث ایجاد حرکت رفت و برگشتی خطی و نوسانات برای فرآیند مواد توسط سینی تغذیه در جهت شیب دار به منظور تحقق بخشیدن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید