The reclassification of the species caused confusion among scientists.
بازتعریف گونهها باعث سردرگمی در بین دانشمندان شد.
The reclassification of the documents made it easier to find information.
بازتعریف اسناد پیدا کردن اطلاعات را آسانتر کرد.
The reclassification of employees based on skills improved productivity.
بازتعریف کارمندان بر اساس مهارتها بهرهوری را بهبود بخشید.
The reclassification of expenses helped to streamline the budgeting process.
بازتعریف هزینهها به سادهسازی فرآیند بودجهبندی کمک کرد.
The reclassification of products led to a better organization of the inventory.
بازتعریف محصولات منجر به سازماندهی بهتر موجودی شد.
The reclassification of job roles resulted in more efficient workflow.
بازتعریف نقشهای شغلی منجر به گردش کار کارآمدتر شد.
The reclassification of assets allowed for a clearer financial picture.
بازتعریف داراییها امکان ایجاد تصویری مالی واضحتر را فراهم کرد.
The reclassification of data helped to identify trends and patterns.
بازتعریف دادهها به شناسایی روندها و الگوها کمک کرد.
The reclassification of books in the library made it easier for patrons to locate them.
بازتعریف کتابها در کتابخانه پیدا کردن آنها را برای خوانندگان آسانتر کرد.
The reclassification of risks enabled better risk management strategies.
بازتعریف ریسکها امکان استفاده از استراتژیهای مدیریت ریسک بهتر را فراهم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید