reclassifying data
بازتعریف دادهها
reclassifying categories
بازتعریف دستهها
reclassifying assets
بازتعریف داراییها
reclassifying roles
بازتعریف نقشها
reclassifying products
بازتعریف محصولات
reclassifying information
بازتعریف اطلاعات
reclassifying resources
بازتعریف منابع
reclassifying expenses
بازتعریف هزینهها
reclassifying projects
بازتعریف پروژهها
reclassifying standards
بازتعریف استانداردها
the organization is reclassifying its members based on their skills.
سازمان در حال بازتعریف مجدد اعضای خود بر اساس مهارتهای آنها است.
reclassifying the data will help improve our analysis.
بازتعریف دادهها به بهبود تحلیل ما کمک خواهد کرد.
they are reclassifying the products to better meet customer needs.
آنها در حال بازتعریف محصولات هستند تا بهتر نیازهای مشتریان را برآورده کنند.
reclassifying the documents is essential for better organization.
بازتعریف اسناد برای سازماندهی بهتر ضروری است.
the team is reclassifying the research findings for clarity.
گروه در حال بازتعریف یافتههای تحقیقاتی برای وضوح بیشتر است.
reclassifying the expenses will help in budgeting.
بازتعریف هزینهها به بودجهبندی کمک خواهد کرد.
we are reclassifying the inventory to streamline operations.
ما موجودی را برای سادهسازی عملیات در حال بازتعریف میکنیم.
reclassifying the workforce can enhance productivity.
بازتعریف نیروی کار میتواند بهرهوری را افزایش دهد.
the committee is reclassifying the projects based on urgency.
کمیته در حال بازتعریف پروژهها بر اساس فوریت است.
reclassifying the genres will help readers find their interests.
بازتعریف ژانرها به خوانندگان کمک میکند تا علایق خود را پیدا کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید