recognizances

[ایالات متحده]/rɪˈkɒɡnɪzəns/
[بریتانیا]/rɪˈkɑːɡnɪzəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک توافق رسمی برای حضور در دادگاه؛ پولی که به عنوان ضمانت برای حضور آینده در دادگاه وثیقه گذاشته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

release on recognizance

آزادی با وثیقه

recognizance bond

وثیقه شناسایی

file recognizance

ثبت وثیقه

recognizance agreement

توافقنامه وثیقه

sign recognizance

امضای وثیقه

conditional recognizance

وثیقه مشروط

recognizance release

آزادی با وثیقه

personal recognizance

وثیقه شخصی

recognizance hearing

جلسه استماع وثیقه

recognizance order

دستور وثیقه

جملات نمونه

the defendant was released on his own recognizance.

متهم با تودیع وثیقه آزاد شد.

the judge set the terms of recognizance for the accused.

قاضی شرایط وثیقه برای متهم تعیین کرد.

she signed a recognizance form before leaving the court.

او قبل از ترک دادگاه یک فرم وثیقه امضا کرد.

he was allowed to go home on recognizance.

به او اجازه داده شد با تودیع وثیقه به خانه برود.

recognizance is often granted to first-time offenders.

وثیقه اغلب به مجرمان خرده‌پا اعطا می‌شود.

the police officer explained the recognizance process.

سروان پلیس روند وثیقه را توضیح داد.

after his arrest, he was released on recognizance.

پس از دستگیری، او با تودیع وثیقه آزاد شد.

many people do not understand what recognizance means.

بسیاری از مردم نمی‌دانند وثیقه به چه معناست.

he was required to check in regularly as part of his recognizance.

او موظف بود به طور منظم به عنوان بخشی از وثیقه خود ثبت نام کند.

the recognizance agreement included several conditions.

قرارداد وثیقه شامل چندین شرط بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید