recommit to
تعهد مجدد به
recommit yourself
به خود متعهد شوید
recommit again
دوباره متعهد شوید
recommit fully
به طور کامل متعهد شوید
recommit our efforts
تلاشهای خود را مجدداً متعهد شویم
recommit to goals
به اهداف متعهد شوید
recommit to change
به تغییر متعهد شوید
recommit to values
به ارزشها متعهد شوید
recommit to vision
به چشمانداز متعهد شوید
recommit to team
به تیم متعهد شوید
after some reflection, i decided to recommit to my fitness goals.
بعد از کمی تفکر، تصمیم گرفتم دوباره به اهداف تناسب اندام خود متعهد شوم.
she chose to recommit to her studies after a year off.
او پس از یک سال دوری، تصمیم گرفت دوباره به تحصیل خود متعهد شود.
it's important to recommit to your values during challenging times.
در زمانهای چالشبرانگیز، متعهد ماندن به ارزشهای خود مهم است.
we need to recommit to our environmental initiatives for a sustainable future.
برای آیندهای پایدار، ما باید دوباره به طرحهای زیستمحیطی خود متعهد شویم.
he decided to recommit to his relationship after a long discussion.
او پس از بحث طولانی تصمیم گرفت دوباره به رابطه خود متعهد شود.
the team must recommit to their strategy to achieve success.
تیم باید برای رسیدن به موفقیت دوباره به استراتژی خود متعهد شود.
they will recommit to their community service projects next year.
آنها سال آینده دوباره به پروژههای خدمات اجتماعی خود متعهد خواهند شد.
to improve performance, we must recommit to our training schedule.
برای بهبود عملکرد، ما باید دوباره به برنامه تمرینی خود متعهد شویم.
she felt it was time to recommit to her personal growth.
او احساس کرد که زمان آن رسیده است تا دوباره به رشد شخصی خود متعهد شود.
we should recommit to our mission and vision as a company.
ما باید دوباره به مأموریت و چشمانداز خود به عنوان یک شرکت متعهد شویم.
recommit to
تعهد مجدد به
recommit yourself
به خود متعهد شوید
recommit again
دوباره متعهد شوید
recommit fully
به طور کامل متعهد شوید
recommit our efforts
تلاشهای خود را مجدداً متعهد شویم
recommit to goals
به اهداف متعهد شوید
recommit to change
به تغییر متعهد شوید
recommit to values
به ارزشها متعهد شوید
recommit to vision
به چشمانداز متعهد شوید
recommit to team
به تیم متعهد شوید
after some reflection, i decided to recommit to my fitness goals.
بعد از کمی تفکر، تصمیم گرفتم دوباره به اهداف تناسب اندام خود متعهد شوم.
she chose to recommit to her studies after a year off.
او پس از یک سال دوری، تصمیم گرفت دوباره به تحصیل خود متعهد شود.
it's important to recommit to your values during challenging times.
در زمانهای چالشبرانگیز، متعهد ماندن به ارزشهای خود مهم است.
we need to recommit to our environmental initiatives for a sustainable future.
برای آیندهای پایدار، ما باید دوباره به طرحهای زیستمحیطی خود متعهد شویم.
he decided to recommit to his relationship after a long discussion.
او پس از بحث طولانی تصمیم گرفت دوباره به رابطه خود متعهد شود.
the team must recommit to their strategy to achieve success.
تیم باید برای رسیدن به موفقیت دوباره به استراتژی خود متعهد شود.
they will recommit to their community service projects next year.
آنها سال آینده دوباره به پروژههای خدمات اجتماعی خود متعهد خواهند شد.
to improve performance, we must recommit to our training schedule.
برای بهبود عملکرد، ما باید دوباره به برنامه تمرینی خود متعهد شویم.
she felt it was time to recommit to her personal growth.
او احساس کرد که زمان آن رسیده است تا دوباره به رشد شخصی خود متعهد شود.
we should recommit to our mission and vision as a company.
ما باید دوباره به مأموریت و چشمانداز خود به عنوان یک شرکت متعهد شویم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید