reconstitutable

[ایالات متحده]/ˌriːˈkɒn.stɪ.tjuː.tə.bəl/
[بریتانیا]/ˌriːˈkɑːn.stɪ.tjuː.tə.bəl/

ترجمه

adj. قابل بازگشت به حالت قبلی

عبارات و ترکیب‌ها

reconstitutable material

مواد قابل بازسازی

reconstitutable product

محصول قابل بازسازی

reconstitutable food

غذا قابل بازسازی

reconstitutable powder

پودر قابل بازسازی

reconstitutable solution

محلول قابل بازسازی

reconstitutable beverage

نوشیدنی قابل بازسازی

reconstitutable mix

مخلوط قابل بازسازی

reconstitutable form

فرم قابل بازسازی

reconstitutable ingredient

عنصر تشکیل دهنده قابل بازسازی

reconstitutable substance

ماده قابل بازسازی

جملات نمونه

the powder is reconstitutable with water.

پودر را می‌توان با آب دوباره حالت داد.

many instant foods are designed to be reconstitutable.

بسیاری از غذاهای فوری به گونه‌ای طراحی شده‌اند که قابل بازسازی باشند.

the reconstitutable formula makes it easy to prepare meals.

فرمول قابل بازسازی، تهیه غذا را آسان می‌کند.

reconstitutable products are convenient for travel.

محصولات قابل بازسازی برای سفر مناسب هستند.

she prefers reconstitutable drinks for their portability.

او به دلیل قابلیت حمل و نقل، نوشیدنی‌های قابل بازسازی را ترجیح می‌دهد.

reconstitutable materials can save storage space.

مواد قابل بازسازی می‌توانند در صرفه‌جویی در فضای ذخیره‌سازی کمک کنند.

the chef uses reconstitutable ingredients in his recipes.

سرآشپز از مواد قابل بازسازی در دستور العمل‌های خود استفاده می‌کند.

reconstitutable soups are a quick meal option.

سوپ‌های قابل بازسازی یک گزینه غذایی سریع هستند.

they sell reconstitutable powders for smoothies.

آنها پودرهای قابل بازسازی برای اسموتی می‌فروشند.

reconstitutable baby formula is popular among parents.

شیر خشک نوزادان قابل بازسازی در بین والدین محبوب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید