reconstituted food
غذای بازسازیشده
reconstituted juice
آبمیوه بازسازیشده
he reconstituted his cabinet.
او کابینه خود را بازسازی کرد.
The committee was reconstituted after May 26.
کمیته پس از ۲۶ مه بازسازی شد.
reconstituted fruit juice concentrate
غلظت آب میوه بازسازی شده
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید