reconstituting

[ایالات متحده]/ˌriːˈkɒnstɪˌtjuːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːˈkɑːnstɪˌtuːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرایند دوباره شکل‌گیری یا بازگرداندن به حالت قبلی; برای بازگرداندن غذای خشک شده با افزودن آب

عبارات و ترکیب‌ها

reconstituting food

بازسازی غذا

reconstituting solutions

بازسازی محلول‌ها

reconstituting powder

بازسازی پودر

reconstituting proteins

بازسازی پروتئین‌ها

reconstituting data

بازسازی داده‌ها

reconstituting nutrients

بازسازی مواد مغذی

reconstituting materials

بازسازی مواد

reconstituting cultures

بازسازی کشت‌ها

reconstituting samples

بازسازی نمونه‌ها

reconstituting mixtures

بازسازی مخلوط‌ها

جملات نمونه

the chef is reconstituting dried mushrooms in water.

سرآشپز در حال بازگرداندن قارچ‌های خشک شده به حالت اولیه در آب است.

reconstituting the data will take some time.

بازسازی داده‌ها مدتی طول خواهد کشید.

they are reconstituting the old documents for preservation.

آنها در حال بازگرداندن اسناد قدیمی برای حفظ آنها هستند.

reconstituting the solution requires precise measurements.

بازگرداندن راه حل نیاز به اندازه‌گیری دقیق دارد.

the team is reconstituting the project plan after feedback.

تیم در حال بازسازی طرح پروژه پس از دریافت بازخورد است.

he is reconstituting his thoughts before the presentation.

او قبل از ارائه، افکار خود را در حال مرتب کردن است.

reconstituting the fabric was essential for the restoration.

بازگرداندن پارچه برای بازسازی ضروری بود.

she is reconstituting the recipe to make it gluten-free.

او در حال بازگرداندن دستور العمل برای اینکه بدون گلوتن باشد.

reconstituting the team dynamics took several meetings.

بازگرداندن پویایی گروه چندین جلسه طول کشید.

they are reconstituting the community after the disaster.

آنها در حال بازسازی جامعه پس از فاجعه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید