reconvened meeting
جلسه مجدد
reconvened session
نشست مجدد
reconvened committee
کمیته مجدد
reconvened group
گروه مجدد
reconvened assembly
مجلس مجدد
reconvened panel
پنل مجدد
reconvened conference
کنفرانس مجدد
reconvened workshop
کارگاه مجدد
reconvened hearing
گوش دادن مجدد
reconvened discussion
بحث مجدد
the committee reconvened after a short break to discuss the next steps.
کمیته پس از وقفه کوتاه برای بحث در مورد مراحل بعدی، مجدداً تشکیل جلسه داد.
after the holiday, the board reconvened to finalize the budget.
پس از تعطیلات، هیئت مدیره برای نهایی کردن بودجه، مجدداً تشکیل جلسه داد.
the council reconvened to address the community's concerns.
شورای شهر برای رسیدگی به نگرانیهای جامعه، مجدداً تشکیل جلسه داد.
following the incident, the team reconvened to review their strategy.
پس از حادثه، تیم برای بررسی استراتژی خود، مجدداً تشکیل جلسه داد.
the conference reconvened after lunch with a keynote speaker.
کنفرانس پس از صرف ناهار با سخنران اصلی، مجدداً تشکیل جلسه داد.
they reconvened the meeting to ensure everyone was on the same page.
آنها جلسه را مجدداً تشکیل دادند تا اطمینان حاصل کنند همه در یک صفحه هستند.
the jury reconvened to deliver their final verdict.
هیئت منصفه برای اعلام رأی نهایی، مجدداً تشکیل جلسه داد.
after the presentation, the group reconvened to discuss feedback.
پس از ارائه، گروه برای بحث در مورد بازخورد، مجدداً تشکیل جلسه داد.
the assembly reconvened to vote on the proposed changes.
مجمع برای رای گیری در مورد تغییرات پیشنهادی، مجدداً تشکیل جلسه داد.
once the issues were addressed, they reconvened to continue the discussion.
پس از رسیدگی به مسائل، آنها برای ادامه بحث، مجدداً تشکیل جلسه دادند.
reconvened meeting
جلسه مجدد
reconvened session
نشست مجدد
reconvened committee
کمیته مجدد
reconvened group
گروه مجدد
reconvened assembly
مجلس مجدد
reconvened panel
پنل مجدد
reconvened conference
کنفرانس مجدد
reconvened workshop
کارگاه مجدد
reconvened hearing
گوش دادن مجدد
reconvened discussion
بحث مجدد
the committee reconvened after a short break to discuss the next steps.
کمیته پس از وقفه کوتاه برای بحث در مورد مراحل بعدی، مجدداً تشکیل جلسه داد.
after the holiday, the board reconvened to finalize the budget.
پس از تعطیلات، هیئت مدیره برای نهایی کردن بودجه، مجدداً تشکیل جلسه داد.
the council reconvened to address the community's concerns.
شورای شهر برای رسیدگی به نگرانیهای جامعه، مجدداً تشکیل جلسه داد.
following the incident, the team reconvened to review their strategy.
پس از حادثه، تیم برای بررسی استراتژی خود، مجدداً تشکیل جلسه داد.
the conference reconvened after lunch with a keynote speaker.
کنفرانس پس از صرف ناهار با سخنران اصلی، مجدداً تشکیل جلسه داد.
they reconvened the meeting to ensure everyone was on the same page.
آنها جلسه را مجدداً تشکیل دادند تا اطمینان حاصل کنند همه در یک صفحه هستند.
the jury reconvened to deliver their final verdict.
هیئت منصفه برای اعلام رأی نهایی، مجدداً تشکیل جلسه داد.
after the presentation, the group reconvened to discuss feedback.
پس از ارائه، گروه برای بحث در مورد بازخورد، مجدداً تشکیل جلسه داد.
the assembly reconvened to vote on the proposed changes.
مجمع برای رای گیری در مورد تغییرات پیشنهادی، مجدداً تشکیل جلسه داد.
once the issues were addressed, they reconvened to continue the discussion.
پس از رسیدگی به مسائل، آنها برای ادامه بحث، مجدداً تشکیل جلسه دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید