reconvictions

[ایالات متحده]/ˌriː.kənˈvɪk.ʃən/
[بریتانیا]/ˌriː.kənˈvɪk.ʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل محکوم کردن کسی دوباره

عبارات و ترکیب‌ها

reconviction rates

نرخ‌های بازگشت به جرم

reconviction statistics

آمارها و داده‌های بازگشت به جرم

reconviction offenses

جنایات بازگشت

reconviction analysis

تحلیل بازگشت به جرم

reconviction prevention

جلوگیری از بازگشت به جرم

reconviction trends

روندهای بازگشت به جرم

reconviction factors

عوامل بازگشت به جرم

reconviction programs

برنامه‌های بازگشت به جرم

reconviction risks

خطرات بازگشت به جرم

reconviction policy

سیاست بازگشت به جرم

جملات نمونه

his reconviction for the crime shocked everyone.

بازگشت او به جرم، همه را شوکه کرد.

the reconviction process took several months.

فرآیند بازگشت چند ماه طول کشید.

she feared a reconviction would ruin her career.

او از این که بازگشت باعث خراب شدن حرفه‌اش شود، می‌ترسید.

the lawyer appealed the reconviction decision.

وکیل به تصمیم بازگشت اعتراض کرد.

reconviction rates have been increasing in recent years.

نرخ بازگشت در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

he was surprised by the swift reconviction.

او از بازگشت سریع شوکه شده بود.

the evidence led to his reconviction.

شواهد منجر به بازگشت او شد.

after the reconviction, he lost all hope.

پس از بازگشت، او تمام امیدش را از دست داد.

judges must consider the implications of reconviction.

قاضی‌ها باید پیامدهای بازگشت را در نظر بگیرند.

reconviction can have serious consequences for offenders.

بازگشت می‌تواند عواقب جدی برای مجرمان داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید