reconviction rates
نرخهای بازگشت به جرم
reconviction statistics
آمارها و دادههای بازگشت به جرم
reconviction offenses
جنایات بازگشت
reconviction analysis
تحلیل بازگشت به جرم
reconviction prevention
جلوگیری از بازگشت به جرم
reconviction trends
روندهای بازگشت به جرم
reconviction factors
عوامل بازگشت به جرم
reconviction programs
برنامههای بازگشت به جرم
reconviction risks
خطرات بازگشت به جرم
reconviction policy
سیاست بازگشت به جرم
his reconviction for the crime shocked everyone.
بازگشت او به جرم، همه را شوکه کرد.
the reconviction process took several months.
فرآیند بازگشت چند ماه طول کشید.
she feared a reconviction would ruin her career.
او از این که بازگشت باعث خراب شدن حرفهاش شود، میترسید.
the lawyer appealed the reconviction decision.
وکیل به تصمیم بازگشت اعتراض کرد.
reconviction rates have been increasing in recent years.
نرخ بازگشت در سالهای اخیر افزایش یافته است.
he was surprised by the swift reconviction.
او از بازگشت سریع شوکه شده بود.
the evidence led to his reconviction.
شواهد منجر به بازگشت او شد.
after the reconviction, he lost all hope.
پس از بازگشت، او تمام امیدش را از دست داد.
judges must consider the implications of reconviction.
قاضیها باید پیامدهای بازگشت را در نظر بگیرند.
reconviction can have serious consequences for offenders.
بازگشت میتواند عواقب جدی برای مجرمان داشته باشد.
reconviction rates
نرخهای بازگشت به جرم
reconviction statistics
آمارها و دادههای بازگشت به جرم
reconviction offenses
جنایات بازگشت
reconviction analysis
تحلیل بازگشت به جرم
reconviction prevention
جلوگیری از بازگشت به جرم
reconviction trends
روندهای بازگشت به جرم
reconviction factors
عوامل بازگشت به جرم
reconviction programs
برنامههای بازگشت به جرم
reconviction risks
خطرات بازگشت به جرم
reconviction policy
سیاست بازگشت به جرم
his reconviction for the crime shocked everyone.
بازگشت او به جرم، همه را شوکه کرد.
the reconviction process took several months.
فرآیند بازگشت چند ماه طول کشید.
she feared a reconviction would ruin her career.
او از این که بازگشت باعث خراب شدن حرفهاش شود، میترسید.
the lawyer appealed the reconviction decision.
وکیل به تصمیم بازگشت اعتراض کرد.
reconviction rates have been increasing in recent years.
نرخ بازگشت در سالهای اخیر افزایش یافته است.
he was surprised by the swift reconviction.
او از بازگشت سریع شوکه شده بود.
the evidence led to his reconviction.
شواهد منجر به بازگشت او شد.
after the reconviction, he lost all hope.
پس از بازگشت، او تمام امیدش را از دست داد.
judges must consider the implications of reconviction.
قاضیها باید پیامدهای بازگشت را در نظر بگیرند.
reconviction can have serious consequences for offenders.
بازگشت میتواند عواقب جدی برای مجرمان داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید