recreant

[ایالات متحده]/ˈrɛkrɪənt/
[بریتانیا]/ˈrɛkrɪənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ترسو; بی‌وفا
n. ترسو; خائن
شکل‌های واژه
جمعrecreants

عبارات و ترکیب‌ها

recreant coward

گریزان ترسو

recreant behavior

رفتارگریزان

recreant knight

شوالیه گریزان

recreant spirit

روح گریزان

recreant actions

اقدامات گریزان

recreant heart

قلب گریزان

recreant soul

روح گریزان

recreant choice

انتخاب گریزان

recreant response

پاسخ گریزان

recreant leader

رهبر گریزان

جملات نمونه

the recreant soldier fled from the battlefield.

سرباز بی‌وفا از صحنه نبرد فرار کرد.

his recreant behavior was a disappointment to his friends.

رفتار بی‌وفای او باعث ناامیدی دوستانش شد.

she called him a recreant for not standing up for her.

او او را بی‌وفا خواند زیرا از او حمایت نکرد.

the recreant actions of the team led to their defeat.

اقدامات بی‌وفای تیم منجر به شکست آنها شد.

in the face of danger, he proved to be recreant.

در برابر خطر، او بی‌وفا از آب درآمد.

her recreant attitude during the project was noticed by everyone.

حرفه‌ای بی‌وفای او در طول پروژه توسط همه متوجه شد.

they labeled him as recreant after he abandoned his post.

او را پس از ترک پستش، بی‌وفا خواندند.

the recreant leader failed to inspire his followers.

رهبر بی‌وفا نتوانست پیروان خود را الهام بخشد.

being recreant in tough times can lead to serious consequences.

بی‌وفایی در زمان‌های سخت می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

he was criticized for his recreant response to the crisis.

او به دلیل پاسخ بی‌وفایانه خود به بحران مورد انتقاد قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید