religious recusancy
ارتی باز
recusancy laws
قوانین ارتی باز
recusancy issues
مشکلات ارتی باز
political recusancy
ارتی باز سیاسی
recusancy status
وضعیت ارتی باز
recusancy defense
دفاع از ارتی باز
recusancy period
دوره ارتی باز
historical recusancy
ارتی باز تاریخی
recusancy movement
جنبش ارتی باز
recusancy practices
روشهای ارتی باز
his recusancy to follow the rules caused issues within the team.
خودداری او از پیروی از قوانین باعث ایجاد مشکل در تیم شد.
the school faced challenges due to students' recusancy.
مدارس با چالش هایی به دلیل خودداری دانش آموزان روبرو شدند.
her recusancy was seen as a sign of rebellion.
خودداری او به عنوان نشانه ای از شورش تلقی می شد.
recusancy may lead to disciplinary actions in the workplace.
خودداری ممکن است منجر به اقدامات انضباطی در محل کار شود.
the church dealt with issues of recusancy among its members.
کلیسای با مسائل مربوط به خودداری در بین اعضای خود مقابله کرد.
his recusancy to participate in meetings frustrated his colleagues.
خودداری او از شرکت در جلسات همکارانش را ناامید کرد.
recusancy can sometimes be a form of protest.
خودداری گاهی اوقات می تواند نوعی اعتراض باشد.
the government issued a statement addressing recusancy in the community.
دولت بیانیه ای در مورد خودداری در جامعه منتشر کرد.
recusancy to comply with regulations can have serious consequences.
خودداری از رعایت مقررات می تواند عواقب جدی داشته باشد.
she faced criticism for her recusancy to accept help.
او به دلیل خودداری از پذیرش کمک مورد انتقاد قرار گرفت.
religious recusancy
ارتی باز
recusancy laws
قوانین ارتی باز
recusancy issues
مشکلات ارتی باز
political recusancy
ارتی باز سیاسی
recusancy status
وضعیت ارتی باز
recusancy defense
دفاع از ارتی باز
recusancy period
دوره ارتی باز
historical recusancy
ارتی باز تاریخی
recusancy movement
جنبش ارتی باز
recusancy practices
روشهای ارتی باز
his recusancy to follow the rules caused issues within the team.
خودداری او از پیروی از قوانین باعث ایجاد مشکل در تیم شد.
the school faced challenges due to students' recusancy.
مدارس با چالش هایی به دلیل خودداری دانش آموزان روبرو شدند.
her recusancy was seen as a sign of rebellion.
خودداری او به عنوان نشانه ای از شورش تلقی می شد.
recusancy may lead to disciplinary actions in the workplace.
خودداری ممکن است منجر به اقدامات انضباطی در محل کار شود.
the church dealt with issues of recusancy among its members.
کلیسای با مسائل مربوط به خودداری در بین اعضای خود مقابله کرد.
his recusancy to participate in meetings frustrated his colleagues.
خودداری او از شرکت در جلسات همکارانش را ناامید کرد.
recusancy can sometimes be a form of protest.
خودداری گاهی اوقات می تواند نوعی اعتراض باشد.
the government issued a statement addressing recusancy in the community.
دولت بیانیه ای در مورد خودداری در جامعه منتشر کرد.
recusancy to comply with regulations can have serious consequences.
خودداری از رعایت مقررات می تواند عواقب جدی داشته باشد.
she faced criticism for her recusancy to accept help.
او به دلیل خودداری از پذیرش کمک مورد انتقاد قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید