recusancies

[ایالات متحده]/ˈrɛkjʊsənsi/
[بریتانیا]/ˈrɛkjəsənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. امتناع از شرکت در خدمات کلیسا، به ویژه کلیسای انگلستان؛ نافرمانی از کلیسای مستقر

عبارات و ترکیب‌ها

religious recusancy

ارتی باز

recusancy laws

قوانین ارتی باز

recusancy issues

مشکلات ارتی باز

political recusancy

ارتی باز سیاسی

recusancy status

وضعیت ارتی باز

recusancy defense

دفاع از ارتی باز

recusancy period

دوره ارتی باز

historical recusancy

ارتی باز تاریخی

recusancy movement

جنبش ارتی باز

recusancy practices

روش‌های ارتی باز

جملات نمونه

his recusancy to follow the rules caused issues within the team.

خودداری او از پیروی از قوانین باعث ایجاد مشکل در تیم شد.

the school faced challenges due to students' recusancy.

مدارس با چالش هایی به دلیل خودداری دانش آموزان روبرو شدند.

her recusancy was seen as a sign of rebellion.

خودداری او به عنوان نشانه ای از شورش تلقی می شد.

recusancy may lead to disciplinary actions in the workplace.

خودداری ممکن است منجر به اقدامات انضباطی در محل کار شود.

the church dealt with issues of recusancy among its members.

کلیسای با مسائل مربوط به خودداری در بین اعضای خود مقابله کرد.

his recusancy to participate in meetings frustrated his colleagues.

خودداری او از شرکت در جلسات همکارانش را ناامید کرد.

recusancy can sometimes be a form of protest.

خودداری گاهی اوقات می تواند نوعی اعتراض باشد.

the government issued a statement addressing recusancy in the community.

دولت بیانیه ای در مورد خودداری در جامعه منتشر کرد.

recusancy to comply with regulations can have serious consequences.

خودداری از رعایت مقررات می تواند عواقب جدی داشته باشد.

she faced criticism for her recusancy to accept help.

او به دلیل خودداری از پذیرش کمک مورد انتقاد قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید