redistributed wealth
توزیع مجدد ثروت
redistributed resources
توزیع مجدد منابع
redistributed income
توزیع مجدد درآمد
redistributed power
توزیع مجدد قدرت
redistributed funds
توزیع مجدد بودجه
redistributed assets
توزیع مجدد داراییها
redistributed profits
توزیع مجدد سود
redistributed land
توزیع مجدد زمین
redistributed benefits
توزیع مجدد مزایا
redistributed services
توزیع مجدد خدمات
the wealth was redistributed to help the poor.
ثروت به گونهای دوباره توزیع شد تا به فقرا کمک شود.
after the reforms, resources were redistributed among the regions.
پس از اصلاحات، منابع در میان مناطق دوباره توزیع شدند.
the government plans to redistribute land to the farmers.
دولت قصد دارد زمین را به کشاورزان دوباره توزیع کند.
funds were redistributed to support education programs.
بودجهها برای حمایت از برنامههای آموزشی دوباره توزیع شدند.
we need to ensure that benefits are fairly redistributed.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که مزایا به طور عادلانه دوباره توزیع میشوند.
after the crisis, aid was redistributed to the affected areas.
پس از بحران، کمکها به مناطق آسیبدیده دوباره توزیع شدند.
the profits were redistributed among the employees.
سودها در میان کارمندان دوباره توزیع شدند.
resources should be redistributed to achieve better equality.
منابع باید برای دستیابی به برابری بهتر دوباره توزیع شوند.
they proposed a plan to have wealth redistributed more equitably.
آنها طرحی را پیشنهاد کردند تا ثروت به طور عادلانهتری دوباره توزیع شود.
the tax system was changed to redistribute wealth effectively.
سیستم مالیاتی برای توزیع مجدد مؤثر ثروت تغییر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید