reallocated resources
تجدید تخصیص منابع
reallocated funds
تجدید تخصیص بودجه
reallocated budget
تجدید تخصیص بودجه
reallocated assets
تجدید تخصیص داراییها
reallocated tasks
تجدید تخصیص وظایف
reallocated time
تجدید تخصیص زمان
reallocated staff
تجدید تخصیص کارکنان
reallocated capital
تجدید تخصیص سرمایه
reallocated investments
تجدید تخصیص سرمایهگذاریها
reallocated positions
تجدید تخصیص سمتها
the budget was reallocated to focus on renewable energy projects.
بودجه به منظور تمرکز بر پروژههای انرژیهای تجدیدپذیر دوباره تخصیص داده شد.
resources were reallocated to improve customer service.
منابع برای بهبود خدمات مشتریان دوباره تخصیص داده شد.
the team reallocated their efforts to meet the deadline.
تیم تلاشهای خود را برای رسیدن به مهلت مقرر دوباره تخصیص داد.
funds were reallocated for the new marketing campaign.
بودجه برای کمپین بازاریابی جدید دوباره تخصیص داده شد.
after the merger, staff roles were reallocated across departments.
پس از ادغام، نقشهای کارکنان در سراسر بخشها دوباره تخصیص داده شد.
the project manager decided to have resources reallocated.
مدیر پروژه تصمیم گرفت منابع را دوباره تخصیص دهد.
they reallocated their investments to reduce risk.
آنها سرمایهگذاریهای خود را برای کاهش خطر دوباره تخصیص دادند.
after the analysis, tasks were reallocated to enhance productivity.
پس از تجزیه و تحلیل، وظایف برای افزایش بهرهوری دوباره تخصیص داده شد.
the company reallocated its manpower to critical areas.
شرکت نیروی کار خود را به مناطق حیاتی دوباره تخصیص داد.
in response to the crisis, funds were quickly reallocated.
در پاسخ به بحران، بودجه به سرعت دوباره تخصیص داده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید