| جمع | redtails |
redtail hawk
سرکه سرخ
seeing redtail
دیدن سرکه سرخ
redtail flies
پرواز سرکه سرخ
redtail's nest
گنیز سرکه سرخ
redtail hunting
گریزه سرکه سرخ
a redtail
یک سرکه سرخ
redtails soar
سرکههای سرخ بال میزنند
redtail spotted
سرکه سرخ دیده شد
redtail perched
سرکه سرخ روی چیزی نشسته
redtail calling
سرکه سرخ فراخوانی میکند
the redtail hawk soared high above the canyon.
پرندۀ سرخبال گریزهای زیادی در بالای کنارههای وادی داشت.
we spotted a redtail circling near the barn.
ما یک سرخبال را در نزدیکی بابهای خانه دیدیم که دور میزد.
the redtail's distinctive call echoed through the trees.
صوت متمایز سرخبال از طریق درختان پخش شد.
he admired the redtail's powerful flight.
او پرواز قدرتمند سرخبال را دوست داشت.
a redtail hawk is a common sight in this area.
سرخبالها در این منطقه چشماندازی معمول هستند.
the birdwatcher identified the raptor as a redtail.
پرندگر پرندۀ شکارچی را به عنوان یک سرخبال شناسایی کرد.
we tracked the redtail's movements with binoculars.
ما حرکات سرخبال را با کمک چشمنگر دنبال میکردیم.
the redtail's plumage was a beautiful mix of brown and red.
پر سرخبال ترکیبی زیبایی از قهوهای و قرمز داشت.
the redtail hunts rodents and small birds.
سرخبال گوشتهای کوچک و پرندگان کوچک را میگیرد.
we observed a redtail nesting in a tall pine tree.
ما دیدگاهی به سرخبال که در یک درخت چیپل بلند تخمگذاری میکرد، داشتیم.
the redtail's sharp eyes scanned the fields below.
چشمان تیز سرخبال زمینهای پایین را جستجو میکرد.
redtail hawk
سرکه سرخ
seeing redtail
دیدن سرکه سرخ
redtail flies
پرواز سرکه سرخ
redtail's nest
گنیز سرکه سرخ
redtail hunting
گریزه سرکه سرخ
a redtail
یک سرکه سرخ
redtails soar
سرکههای سرخ بال میزنند
redtail spotted
سرکه سرخ دیده شد
redtail perched
سرکه سرخ روی چیزی نشسته
redtail calling
سرکه سرخ فراخوانی میکند
the redtail hawk soared high above the canyon.
پرندۀ سرخبال گریزهای زیادی در بالای کنارههای وادی داشت.
we spotted a redtail circling near the barn.
ما یک سرخبال را در نزدیکی بابهای خانه دیدیم که دور میزد.
the redtail's distinctive call echoed through the trees.
صوت متمایز سرخبال از طریق درختان پخش شد.
he admired the redtail's powerful flight.
او پرواز قدرتمند سرخبال را دوست داشت.
a redtail hawk is a common sight in this area.
سرخبالها در این منطقه چشماندازی معمول هستند.
the birdwatcher identified the raptor as a redtail.
پرندگر پرندۀ شکارچی را به عنوان یک سرخبال شناسایی کرد.
we tracked the redtail's movements with binoculars.
ما حرکات سرخبال را با کمک چشمنگر دنبال میکردیم.
the redtail's plumage was a beautiful mix of brown and red.
پر سرخبال ترکیبی زیبایی از قهوهای و قرمز داشت.
the redtail hunts rodents and small birds.
سرخبال گوشتهای کوچک و پرندگان کوچک را میگیرد.
we observed a redtail nesting in a tall pine tree.
ما دیدگاهی به سرخبال که در یک درخت چیپل بلند تخمگذاری میکرد، داشتیم.
the redtail's sharp eyes scanned the fields below.
چشمان تیز سرخبال زمینهای پایین را جستجو میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید