redtail

[ایالات متحده]/[ˈredˌteɪl]/
[بریتانیا]/[ˈredˌteɪl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا دارای دم قرمز.
n. یک پرندگان شکارچی با دم قرمز، به ویژه گربه‌ای قرمز دم (Buteo jamaicensis).; نوعی گربه، به ویژه گربه‌ای قرمز دم (Buteo jamaicensis).
Word Forms
جمعredtails

عبارات و ترکیب‌ها

redtail hawk

سرکه سرخ

seeing redtail

دیدن سرکه سرخ

redtail flies

پرواز سرکه سرخ

redtail's nest

گنیز سرکه سرخ

redtail hunting

گریزه سرکه سرخ

a redtail

یک سرکه سرخ

redtails soar

سرکه‌های سرخ بال می‌زنند

redtail spotted

سرکه سرخ دیده شد

redtail perched

سرکه سرخ روی چیزی نشسته

redtail calling

سرکه سرخ فراخوانی می‌کند

جملات نمونه

the redtail hawk soared high above the canyon.

پرندۀ سرخ‌بال گریزه‌ای زیادی در بالای کناره‌های وادی داشت.

we spotted a redtail circling near the barn.

ما یک سرخ‌بال را در نزدیکی باب‌های خانه دیدیم که دور می‌زد.

the redtail's distinctive call echoed through the trees.

صوت متمایز سرخ‌بال از طریق درختان پخش شد.

he admired the redtail's powerful flight.

او پرواز قدرتمند سرخ‌بال را دوست داشت.

a redtail hawk is a common sight in this area.

سرخ‌بال‌ها در این منطقه چشم‌اندازی معمول هستند.

the birdwatcher identified the raptor as a redtail.

پرندگر پرندۀ شکارچی را به عنوان یک سرخ‌بال شناسایی کرد.

we tracked the redtail's movements with binoculars.

ما حرکات سرخ‌بال را با کمک چشم‌نگر دنبال می‌کردیم.

the redtail's plumage was a beautiful mix of brown and red.

پر سرخ‌بال ترکیبی زیبایی از قهوه‌ای و قرمز داشت.

the redtail hunts rodents and small birds.

سرخ‌بال گوشت‌های کوچک و پرندگان کوچک را می‌گیرد.

we observed a redtail nesting in a tall pine tree.

ما دیدگاهی به سرخ‌بال که در یک درخت چیپل بلند تخم‌گذاری می‌کرد، داشتیم.

the redtail's sharp eyes scanned the fields below.

چشمان تیز سرخ‌بال زمین‌های پایین را جستجو می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید