reeky

[ایالات متحده]/ˈriːki/
[بریتانیا]/ˈriːki/

ترجمه

adj. دودی یا مه آلود؛ تولید بوی ناخوشایند
Word Forms
جمعreekies

عبارات و ترکیب‌ها

reeky smell

بوی نامطبوع

reeky garbage

زباله نامطبوع

reeky fish

ماهی نامطبوع

reeky socks

جوراب نامطبوع

reeky room

اتاق نامطبوع

reeky breath

نفس نامطبوع

reeky odor

بوی نامطبوع

reeky cheese

پنیر نامطبوع

reeky atmosphere

فضای نامطبوع

reeky toilet

توالت نامطبوع

جملات نمونه

the reeky smell of garbage filled the alley.

بوی نامطبوع زباله ها کوچه را پر کرده بود.

after the rain, the reeky odor from the wet earth was overwhelming.

بعد از باران، بوی نامطبوع ناشی از خاک خیس طاقت فرسا بود.

he complained about the reeky fish market nearby.

او در مورد بوی نامطبوع بازار ماهی نزدیک شکایت کرد.

the reeky smoke from the factory was a health hazard.

دود نامطبوع کارخانه یک خطر برای سلامتی بود.

her old shoes had a reeky smell that made her embarrassed.

کفش های قدیمی او بوی نامطبوعی داشتند که باعث خجالت او شد.

the reeky odor of mildew permeated the basement.

بوی نامطبوع کپک در زیرزمین نفوذ کرده بود.

he tried to mask the reeky scent with air fresheners.

او سعی کرد با استفاده از خوشبو کننده ها بوی نامطبوع را پنهان کند.

the reeky leftovers in the fridge needed to be thrown out.

غذاهای باقی مانده نامطبوع در یخچال باید دور انداخته می شدند.

they couldn't ignore the reeky smell coming from the old well.

آنها نمی توانستند بوی نامطبوعی که از چاه قدیمی می آمد را نادیده بگیرند.

the reeky odor of sweat filled the gym after the workout.

بعد از تمرین، بوی نامطبوع عرق باشگاه را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید