reelected president
رئیس جمهور انتخاب مجدد
reelected official
مقامات انتخاب مجدد
reelected mayor
شهردار انتخاب مجدد
reelected senator
سناتور انتخاب مجدد
reelected governor
استاندار انتخاب مجدد
reelected councilor
اعضای شورای شهر انتخاب مجدد
reelected representative
نماینده انتخاب مجدد
reelected leader
رهبر انتخاب مجدد
reelected board
هیئت مدیره انتخاب مجدد
reelected candidate
نامزد انتخاب مجدد
the president was reelected for a second term.
رئیسجمهور برای یک دوره دوم انتخاب مجدد شد.
many voters hope their mayor will be reelected.
بسیاری از رایدهندگان امیدوارند شهردارشان انتخاب مجدد شود.
after a tough campaign, she was finally reelected.
پس از یک مبارزات سخت، او سرانجام انتخاب مجدد شد.
he is confident that he will be reelected next year.
او اطمینان دارد که سال آینده انتخاب مجدد خواهد شد.
the senator was easily reelected by a large margin.
سناتور با حاشیه زیادی به راحتی انتخاب مجدد شد.
voter turnout was high in the reelection process.
در فرآیند انتخاب مجدد، میزان مشارکت رایدهندگان بالا بود.
she campaigned hard to ensure she was reelected.
او برای اطمینان از انتخاب مجددش سخت تبلیغ کرد.
his policies helped him get reelected with ease.
خط مشیهای او به او کمک کرد تا به راحتی انتخاب مجدد شود.
reelected officials often face new challenges.
مقامات انتخاب مجدد شده اغلب با چالشهای جدید روبرو هستند.
the committee recommended that he be reelected.
کمیته توصیه کرد که او انتخاب مجدد شود.
reelected president
رئیس جمهور انتخاب مجدد
reelected official
مقامات انتخاب مجدد
reelected mayor
شهردار انتخاب مجدد
reelected senator
سناتور انتخاب مجدد
reelected governor
استاندار انتخاب مجدد
reelected councilor
اعضای شورای شهر انتخاب مجدد
reelected representative
نماینده انتخاب مجدد
reelected leader
رهبر انتخاب مجدد
reelected board
هیئت مدیره انتخاب مجدد
reelected candidate
نامزد انتخاب مجدد
the president was reelected for a second term.
رئیسجمهور برای یک دوره دوم انتخاب مجدد شد.
many voters hope their mayor will be reelected.
بسیاری از رایدهندگان امیدوارند شهردارشان انتخاب مجدد شود.
after a tough campaign, she was finally reelected.
پس از یک مبارزات سخت، او سرانجام انتخاب مجدد شد.
he is confident that he will be reelected next year.
او اطمینان دارد که سال آینده انتخاب مجدد خواهد شد.
the senator was easily reelected by a large margin.
سناتور با حاشیه زیادی به راحتی انتخاب مجدد شد.
voter turnout was high in the reelection process.
در فرآیند انتخاب مجدد، میزان مشارکت رایدهندگان بالا بود.
she campaigned hard to ensure she was reelected.
او برای اطمینان از انتخاب مجددش سخت تبلیغ کرد.
his policies helped him get reelected with ease.
خط مشیهای او به او کمک کرد تا به راحتی انتخاب مجدد شود.
reelected officials often face new challenges.
مقامات انتخاب مجدد شده اغلب با چالشهای جدید روبرو هستند.
the committee recommended that he be reelected.
کمیته توصیه کرد که او انتخاب مجدد شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید