relived memories
خاطرات بازسازیشده
relived moments
لحظات بازسازیشده
relived experiences
تجربههای بازسازیشده
relived pain
درد بازسازیشده
relived joy
شادی بازسازیشده
relived stories
داستانهای بازسازیشده
relived fears
ترسهای بازسازیشده
relived emotions
احساسات بازسازیشده
relived nostalgia
نوستالژی بازسازیشده
relived happiness
خوشبختی بازسازیشده
she relived her childhood memories during the family reunion.
او خاطرات دوران کودکی خود را در زمان دیدار خانوادگی دوباره زنده کرد.
he relived the moment he graduated from college.
او لحظه فارغ التحصیلی خود از دانشگاه را دوباره زنده کرد.
they relived their favorite vacation by looking at old photos.
آنها با نگاه کردن به عکسهای قدیمی، تعطیلات مورد علاقه خود را دوباره زنده کردند.
after watching the movie, she relived the emotions of the story.
پس از تماشای فیلم، او احساسات داستان را دوباره زنده کرد.
he relived the excitement of his first concert.
او هیجان اولین کنسرت خود را دوباره زنده کرد.
during the interview, she relived the challenges she faced at work.
در طول مصاحبه، او چالشهایی را که در محل کار با آنها روبرو شده بود، دوباره زنده کرد.
as he read the book, he relived the adventures of the main character.
همانطور که او کتاب را میخواند، ماجراهای شخصیت اصلی را دوباره زنده کرد.
they relived the joy of their wedding day while looking at the album.
آنها در حالی که به آلبوم نگاه میکردند، شادی روز عروسی خود را دوباره زنده کردند.
she relived the thrill of winning the championship.
او هیجان برنده شدن مسابقات را دوباره زنده کرد.
he relived the feeling of freedom during his road trip.
او احساس آزادی را در طول سفر جاده خود دوباره زنده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید