restaged

[ایالات متحده]/[ˈrɪˌsteɪdʒ]/
[بریتانیا]/[ˈrɪˌsteɪdʒ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بازنمایشی کردن؛ دوباره صحنه‌سازی کردن؛ دوباره ارائه دادن یک نمایش یا اجرا، اغلب با تغییرات؛ دوباره تنظیم یا مرتب کردن.
adj. بازنمایشی شده؛ دارای صحنه‌سازی مجدد.

عبارات و ترکیب‌ها

restaged play

Persian_translation

restaged version

Persian_translation

was restaged

Persian_translation

restaged annually

Persian_translation

restaged production

Persian_translation

being restaged

Persian_translation

restaged musical

Persian_translation

جملات نمونه

the play was restaged with a new set design.

نمایشنامه با طراحی صحنه جدید بازسازی شد.

the classic film was restaged for a modern audience.

فیلم کلاسیک برای مخاطبان مدرن بازسازی شد.

the museum restaged the exhibit to attract more visitors.

موزه نمایشگاه را برای جذب بازدیدکنندگان بیشتر بازسازی کرد.

the ballet was restaged by a renowned choreographer.

باله توسط یک طراح رقص مشهور بازسازی شد.

the scene was restaged to heighten the drama.

صحنه برای افزایش درام بازسازی شد.

the opera was restaged with a different cast.

اپرا با بازیگران متفاوت بازسازی شد.

the historical event was restaged for the anniversary.

واقعه تاریخی برای سالگردی بازسازی شد.

the production was restaged after a long hiatus.

تولید بعد از یک وقفه طولانی بازسازی شد.

the show was restaged in a more minimalist style.

نمایش به سبک مینیمال تر بازسازی شد.

the courtroom drama was restaged with updated costumes.

نمایشنامه دادگاهی با لباس های به روز شده بازسازی شد.

the concert was restaged with a live orchestra.

کنسرت با یک ارکستر زنده بازسازی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید