reenactments

[ایالات متحده]/ˌriːɪˈnæktmənt/
[بریتانیا]/ˌriːɪˈnæktmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل انجام دادن چیزی دوباره؛ عمل بازآفرینی یک رویداد گذشته

عبارات و ترکیب‌ها

historical reenactment

بازسازی تاریخی

battle reenactment

بازسازی نبرد

reenactment event

رویداد بازسازی

reenactment group

گروه بازسازی

reenactment festival

جشنواره بازسازی

reenactment scene

صحنه بازسازی

reenactment society

جامعه بازسازی

live reenactment

بازسازی زنده

period reenactment

بازسازی دوره

reenactment performance

اجرای بازسازی

جملات نمونه

the historical reenactment attracted many visitors.

بازسازی تاریخی، بازدیدکنندگان زیادی را به خود جذب کرد.

they organized a reenactment of the famous battle.

آنها یک بازسازی از نبرد معروف سازماندهی کردند.

she participated in a reenactment of a medieval festival.

او در یک بازسازی از یک جشنواره قرون وسطی شرکت کرد.

reenactment groups often meet on weekends.

گروه‌های بازسازی اغلب در آخر هفته‌ها ملاقات می‌کنند.

the reenactment was both educational and entertaining.

بازسازی هم آموزنده و هم سرگرم کننده بود.

he enjoys the challenge of historical reenactment.

او از چالش بازسازی تاریخی لذت می برد.

reenactment of ancient rituals can be fascinating.

بازسازی آیین‌های باستانی می‌تواند جذاب باشد.

they filmed a reenactment for a documentary.

آنها یک بازسازی را برای یک مستند فیلمبرداری کردند.

many schools encourage reenactment as a learning tool.

بسیاری از مدارس بازسازی را به عنوان یک ابزار آموزشی تشویق می‌کنند.

the reenactment was held in a historic location.

بازسازی در یک مکان تاریخی برگزار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید