reflates

[ایالات متحده]/rɪˈfleɪts/
[بریتانیا]/rɪˈfleɪts/

ترجمه

v. دوباره باعث تورم در یک اقتصاد شدن

عبارات و ترکیب‌ها

reflates economy

اقتصاد را بازتاب می‌دهد

reflates market

بازار را بازتاب می‌دهد

reflates prices

قیمت‌ها را بازتاب می‌دهد

reflates demand

تقاضا را بازتاب می‌دهد

reflates growth

رشد را بازتاب می‌دهد

reflates assets

دارایی‌ها را بازتاب می‌دهد

reflates confidence

اعتماد را بازتاب می‌دهد

reflates currency

ارز را بازتاب می‌دهد

reflates sector

بخش را بازتاب می‌دهد

reflates spending

هزینه‌ها را بازتاب می‌دهد

جملات نمونه

the central bank reflates the economy to boost growth.

بانک مرکزی برای افزایش رشد، اقتصاد را دوباره تورم می‌کند.

when demand decreases, the government reflates to stabilize prices.

زمانی که تقاضا کاهش می‌یابد، دولت برای تثبیت قیمت‌ها دوباره تورم می‌کند.

reflates in monetary policy can lead to inflation.

تورم در سیاست پولی می‌تواند منجر به افزایش تورم شود.

investors are hopeful that the market will reflates soon.

سرمایه‌گذاران امیدوارند که بازار به زودی دوباره تورم کند.

after the recession, the government reflates to encourage spending.

پس از رکود، دولت برای تشویق به هزینه کردن دوباره تورم می‌کند.

the strategy involves reflates to recover from economic downturns.

این استراتژی شامل تورم مجدد برای بازیابی از رکودهای اقتصادی است.

reflates can help restore consumer confidence in the market.

تورم مجدد می‌تواند به بازگرداندن اعتماد مصرف‌کنندگان به بازار کمک کند.

economists debate the effectiveness of reflates in the current climate.

اقتصاددانان در مورد اثربخشی تورم مجدد در شرایط فعلی بحث می‌کنند.

reflates are often necessary after financial crises.

تورم مجدد اغلب پس از بحران‌های مالی ضروری است.

the policy aims to reflates the housing market.

این سیاست با هدف تورم مجدد بازار مسکن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید