refloated

[ایالات متحده]/riːˈfləʊtɪd/
[بریتانیا]/riˈfloʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره شناور کردن؛ نجات دادن

عبارات و ترکیب‌ها

refloated vessel

کشتی شناور شده

refloated ship

کشتی شناور شده

refloated cargo

بار شناور شده

refloated barge

اسکله شناور شده

refloated wreck

لاشه شناور شده

refloated boat

قایق شناور شده

refloated tanker

تanker شناور شده

refloated platform

پلتفرم شناور شده

refloated yacht

yacht شناور شده

refloated object

شی شناور شده

جملات نمونه

the ship was refloated after being stuck for weeks.

کشتی پس از گیر کردن به مدت چند هفته شناور شد.

after the storm, the boat was finally refloated.

پس از طوفان، قایق سرانجام شناور شد.

the rescue team refloated the sunken vessel.

تیم نجات کشتی غرق شده را شناور کرد.

they worked hard to get the car refloated from the river.

آنها سخت تلاش کردند تا ماشین را از رودخانه شناور کنند.

the operation to refloat the yacht was successful.

عملیات شناور کردن قایق تفریحی موفقیت آمیز بود.

efforts to refloat the cargo ship were underway.

تلاش‌ها برای شناور کردن کشتی باری در حال انجام بود.

the divers assisted in refloating the wreck.

غواصان در شناور کردن لاشه کمک کردند.

engineers devised a plan to refloat the stranded barge.

مهندسان طرحی برای شناور کردن بارج سرگردان تدوین کردند.

after several attempts, the team finally refloated the boat.

پس از چندین تلاش، تیم سرانجام قایق را شناور کرد.

the government funded the project to refloat the historic ship.

دولت پروژه شناور کردن کشتی تاریخی را تامین مالی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید