refloating efforts
تلاشهای بازجوش
refloating operation
عملیات بازجوش
refloating plan
برنامه بازجوش
refloating vessel
کشتی بازجوش
refloating strategy
استراتژی بازجوش
refloating process
فرآیند بازجوش
refloating project
پروژه بازجوش
refloating technique
تکنیک بازجوش
refloating success
موفقیت بازجوش
refloating challenge
چالش بازجوش
the team is working on refloating the stranded ship.
تیم در حال تلاش برای شناور کردن مجدد کشتی سرگردان است.
refloating the vessel took several hours.
شناور کردن مجدد کشتی چندین ساعت طول کشید.
they used a crane for refloating the cargo ship.
آنها برای شناور کردن مجدد کشتی باری از یک جرثقیل استفاده کردند.
refloating operations require careful planning.
عملیات شناور کردن مجدد نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.
the salvage crew specializes in refloating sunken boats.
گروه نجات در شناور کردن مجدد قایق های غرق شده تخصص دارد.
refloating efforts were hampered by bad weather.
تلاش های شناور کردن مجدد به دلیل آب و هوای نامساعد مختل شد.
they achieved success in refloating the old wreck.
آنها در شناور کردن مجدد کشتی غرق قدیمی موفق شدند.
refloating requires specialized equipment and expertise.
شناور کردن مجدد نیاز به تجهیزات و تخصص تخصصی دارد.
after several attempts, they succeeded in refloating the yacht.
پس از چندین تلاش، آنها در شناور کردن مجدد قایق تفریحی موفق شدند.
the operation of refloating the ship was complex and challenging.
عملیات شناور کردن مجدد کشتی پیچیده و چالش برانگیز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید