reformisms

[ایالات متحده]/rɪ'fɔːmɪzəm/
[بریتانیا]/rɪ'fɔrmɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعتقاد به یا عمل ترویج تغییر تدریجی در یک جامعه یا سیستم.

جملات نمونه

Many politicians advocate for gradual reformism rather than radical change.

بسیاری از سیاستمداران از اصلاح‌گرایی تدریجی به جای تغییرات رادیکال حمایت می‌کنند.

He is known for his support of economic reformism in the country.

او به دلیل حمایتش از اصلاحات اقتصادی در این کشور شناخته شده است.

The party's platform is based on a combination of socialism and reformism.

برنامه حزب بر اساس ترکیبی از سوسیالیسم و اصلاح‌گرایی استوار است.

She believes in the power of reformism to bring about positive change.

او به قدرت اصلاح‌گرایی در ایجاد تغییرات مثبت اعتقاد دارد.

The professor's research focuses on the history of reformism in Europe.

تحقیقات استاد بر روی تاریخ اصلاح‌گرایی در اروپا متمرکز است.

Many labor unions have adopted a strategy of reformism to negotiate with employers.

بسیاری از اتحادیه‌های کارگری استراتژی اصلاح‌گرایی را برای مذاکره با کارفرمایان اتخاذ کرده‌اند.

Critics argue that reformism is too slow and ineffective in addressing systemic issues.

منتقدان استدلال می‌کنند که اصلاح‌گرایی بسیار کند و در رفع مشکلات سیستمی غیرموثر است.

The student group is pushing for educational reformism to improve the quality of schools.

گروه دانشجویی برای بهبود کیفیت مدارس، خواستار اصلاحات آموزشی است.

The party leader's speech outlined the principles of their reformism agenda.

سخنرانی رهبر حزب اصول برنامه اصلاح‌گرایی آنها را ترسیم کرد.

Historically, reformism has played a significant role in shaping political movements.

در طول تاریخ، اصلاح‌گرایی نقش مهمی در شکل‌دهی جنبش‌های سیاسی ایفا کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید