fully refunded
به طور کامل بازپرداخت شد
partially refunded
به طور جزئی بازپرداخت شد
immediately refunded
بلافاصله بازپرداخت شد
refunded amount
مبلغ بازپرداخت شده
refunded ticket
بلیط بازپرداخت شده
refunded fees
هزینه های بازپرداخت شده
refunded order
سفارش بازپرداخت شده
refunded payment
پرداخت بازپرداخت شده
refunded service
خدمات بازپرداخت شده
refunded product
محصول بازپرداخت شده
the ticket was refunded after the event was canceled.
بلیط پس از لغو رویداد بازپرداخت شد.
she requested that her money be refunded due to the poor service.
او درخواست کرد که به دلیل خدمات ضعیف، پولش بازپرداخت شود.
all customers will be refunded if the product is defective.
اگر محصول معیوب باشد، به همه مشتریان بازپرداخت خواهد شد.
he was happy to hear that his flight ticket would be refunded.
او از شنیدن اینکه بلیط پروازش بازپرداخت خواهد شد خوشحال بود.
the company refunded the subscription fee after the complaint.
پس از شکایت، شرکت هزینه اشتراک را بازپرداخت کرد.
refunded items must be returned in their original condition.
اقلام بازپرداخت شده باید به حالت اصلی خود بازگردانده شوند.
she received a notification that her payment had been refunded.
او متوجه شد که پرداختش بازپرداخت شده است.
refunded amounts can take several days to process.
پرداختهای بازپرداخت شده ممکن است چند روز طول بکشد تا پردازش شوند.
customers are advised to keep their receipts for refunded purchases.
به مشتریان توصیه می شود رسیدهای خود را برای خریدهای بازپرداخت شده نگه دارند.
he was surprised to find that his late fees were refunded.
او از اینکه متوجه شد هزینه دیرکردش بازپرداخت شده است، تعجب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید