regale

[ایالات متحده]/rɪˈɡeɪl/
[بریتانیا]/rɪˈɡeɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با مهمان‌نوازی سرگرم کردن
vi. لذت بردن; خوش‌آمدن
n. سرگرمی
Word Forms
زمان گذشتهregaled
صفت یا فعل حال استمراریregaling
شکل سوم شخص مفردregales
قسمت سوم فعلregaled

عبارات و ترکیب‌ها

regale with stories

سرگرم کردن با داستان‌ها

regale with jokes

سرگرم کردن با لطیفه‌ها

regale with music

سرگرم کردن با موسیقی

جملات نمونه

regale oneself with food

خود را با غذا لذت ببرید

regale the honoured guests with a feast

مهمانان محترم را با یک جشن سرگرم کنید.

he was regaled with excellent home cooking.

او با آشپزی خانگی عالی سرگرم شد.

The mother regaled the boys with sea stories.

مادر پسران را با داستان‌های دریا سرگرم کرد.

He regaled us with some jokes.

او ما را با چند لطعه سرگرم کرد.

he regaled her with a colourful account of that afternoon's meeting.

او با شرحی رنگارنگ از جلسه بعد از ظهر آن روز او را سرگرم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید