regaled

[ایالات متحده]/rɪˈɡeɪld/
[بریتانیا]/rɪˈɡeɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهمان‌نوازی یا سرگرمی
vt. سرگرم کردن یا با مهمان‌نوازی فراوان فراهم کردن
vi. لذت بردن یا از چیزی خوشحال شدن

عبارات و ترکیب‌ها

regaled us

ما را سرگرم کردند

regaled with tales

ما را با داستان‌ها سرگرم کردند

regaled the audience

مخاطبان را سرگرم کردند

regaled everyone

همه را سرگرم کردند

regaled his friends

دوستانش را سرگرم کردند

regaled us all

ما را همه سرگرم کردند

regaled with stories

ما را با داستان‌ها سرگرم کردند

regaled their guests

مهمانانشان را سرگرم کردند

regaled with humor

ما را با شوخ طبعی سرگرم کردند

regaled the crowd

جمعیت را سرگرم کردند

جملات نمونه

he regaled us with stories of his travels.

او ما را با داستان‌های سفرش سرگرم کرد.

the children were regaled with tales of adventure.

کودکان با داستان‌های ماجراجویانه سرگرم شدند.

she regaled her friends at the dinner party.

او دوستانش را در مهمانی شام سرگرم کرد.

they regaled the audience with their performance.

آنها با اجرای خود مخاطبان را سرگرم کردند.

the comedian regaled us with hilarious jokes.

کمدین ما را با شوخی‌های خنده‌دار سرگرم کرد.

he regaled the guests with his charming anecdotes.

او مهمانان را با حکایت‌های جذابش سرگرم کرد.

during the meeting, she regaled everyone with her insights.

در طول جلسه، او همه را با دیدگاه‌های خود سرگرم کرد.

the storyteller regaled the children with magical tales.

راوی داستان با داستان‌های جادویی کودکان را سرگرم کرد.

he regaled us with his expertise on the subject.

او ما را با تخصص خود در این زمینه سرگرم کرد.

she regaled her colleagues with her travel experiences.

او همکارانش را با تجربیات سفرش سرگرم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید