regals

[ایالات متحده]/'riːg(ə)l/
[بریتانیا]/ˈriɡəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باشکوه، عظیم

abbr. راهنمایی رادیویی فرود

جملات نمونه

The regal lady is her mother.

همان خانم سلطنتی مادرش است.

The scepter is a token of regal status.

سلطنت نمادی از مقام سلطنتی است.

he was regaled with excellent home cooking.

او با غذای خانگی عالی مورد نوازش قرار گرفت.

The mother regaled the boys with sea stories.

مادر پسران را با داستان‌های دریا سرگرم کرد.

He regaled us with some jokes.

او ما را با شوخی‌هایی سرگرم کرد.

She was regaling us with tales of her youth.

او ما را با داستان‌هایی از جوانی‌اش سرگرم می‌کرد.

he regaled her with a colourful account of that afternoon's meeting.

او با شرحی رنگارنگ از جلسه بعد از ظهر آن روز او را سرگرم کرد.

A glimpse at the vice-regal residence reveals a certain Byronic romanticism.It is battlemented, with sham turrets, massive chimney-stacks, and a good deal of carved stone.

نگاهی به اقامتگاه نایب‌الرضا نشان‌دهنده نوعی رمانتیک بورونیک است. این قلعه دارای برج‌های تقلبی، دودکش‌های بزرگ و مقدار زیادی سنگ حکاکی شده است.

نمونه‌های واقعی

" He has a regal look to him, " Jon said.

او ظاهری سلطنتی داشت، جان گفت.

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

Golden Noble sounds like a very regal name, doesn't it?

اسم طلایی نجیب مانند نامی بسیار سلطنتی به نظر می رسد، اینطور نیست؟

منبع: Victoria Kitchen

Porter looked as regal as a pharaoh and as magnificent as raw the Egyptian Sun Deity.

پورتر به اندازه فرعون سلطنتی و به اندازه خورشید مصری خام باشکوه بود.

منبع: Beauty and Fashion English

The garments are quite heavy but I think the overall look, I really like it. It's very regal.

لباس ها بسیار سنگین هستند اما به طور کلی ظاهر را دوست دارم. بسیار سلطنتی است.

منبع: British Vintage Makeup Tutorial

The lifespan of ancient Rome can be divided into three major periods, the regal, the republican, and the imperial.

عمر امپراتوری روم باستان را می توان به سه دوره اصلی تقسیم کرد: سلطنتی، جمهوری و امپریال.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

And like Meredith says, the longer it goes on, Law looks less and less regal.

و همانطور که مریدیث می گوید، هرچه بیشتر طول می کشد، قانون کمتر و کمتر سلطنتی به نظر می رسد.

منبع: Financial Times Podcast

What doesn't Chadwick bring to the character, I mean, he's regal and grounded and he brings a gravitas to it.

چدوییک چه چیزی را به شخصیت نمی آورد، من اینکه او سلطنتی و ریشه دار است و یک سنگینی به آن می آورد.

منبع: Chronicle of Contemporary Celebrities

Tigers are also regal, that has to do with...

ببرها نیز سلطنتی هستند، این به خاطر...

منبع: Engvid-Jade Course Collection

Do I look cool and small? - You look regal.

آیا من خونسرد و کوچک به نظر می رسم؟ - شما سلطنتی به نظر می رسید.

منبع: BuzzFeedViolet

He was a little abashed by her regal composure.

او کمی از وقار سلطنتی او خجالت زده بود.

منبع: South and North (Middle)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید