regilds

[ایالات متحده]/rɪˈɡɪldz/
[بریتانیا]/rɪˈɡɪldz/

ترجمه

vt. دوباره طلا را به یک سطح اعمال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

regilds the crown

بازطلا کردن تاج

regilds the frame

بازطلا کردن قاب

regilds the edges

بازطلا کردن لبه‌ها

regilds the statue

بازطلا کردن مجسمه

regilds the artifacts

بازطلا کردن آثار باستانی

regilds the mirror

بازطلا کردن آینه

regilds the altar

بازطلا کردن محراب

regilds the book

بازطلا کردن کتاب

regilds the doors

بازطلا کردن درها

regilds the furniture

بازطلا کردن مبلمان

جملات نمونه

he regilds the old picture frame to make it look new.

او قاب عکس قدیمی را دوباره طلاکاری می‌کند تا نو به نظر برسد.

the artist regilds the sculpture every few years.

هنرمند هر چند سال یک بار مجسمه را دوباره طلاکاری می‌کند.

the restoration team regilds the church altar every decade.

تیم بازسازی هر دهه محراب کلیسا را دوباره طلاکاری می‌کند.

to preserve its beauty, he regilds the antique lamp regularly.

برای حفظ زیبایی آن، او به طور منظم چراغ قدیمی را دوباره طلاکاری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید