regimens

[ایالات متحده]/ˈrɛdʒɪmənz/
[بریتانیا]/ˈrɛdʒɪmənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قوانین زندگی که برای بیماران تجویز شده است؛ رژیم‌های سلامتی

عبارات و ترکیب‌ها

exercise regimens

برنامه‌های ورزشی

dietary regimens

برنامه‌های غذایی

training regimens

برنامه‌های تمرینی

wellness regimens

برنامه‌های تندرستی

fitness regimens

برنامه‌های آمادگی جسمانی

beauty regimens

برنامه‌های زیبایی

sleep regimens

برنامه‌های خواب

rehab regimens

برنامه‌های توانبخشی

health regimens

برنامه‌های بهداشتی

nutrition regimens

برنامه‌های تغذیه

جملات نمونه

many athletes follow strict training regimens.

بسیاری از ورزشکاران از رژیم‌های تمرینی سخت و دقیق پیروی می‌کنند.

different health regimens can lead to various results.

رژیم‌های بهداشتی مختلف می‌توانند منجر به نتایج مختلف شوند.

she has developed a new set of regimens for weight loss.

او مجموعه‌ای جدید از رژیم‌ها برای کاهش وزن ایجاد کرده است.

regimens for mental health often include mindfulness practices.

رژیم‌های بهداشتی برای سلامت روان اغلب شامل تمرینات ذهن‌آگاهی می‌شوند.

many people struggle to stick to their exercise regimens.

بسیاری از مردم برای پایبیدن به رژیم‌های ورزشی خود مشکل دارند.

customized regimens can help improve overall wellness.

رژیم‌های سفارشی می‌توانند به بهبود کلی سلامتی کمک کنند.

doctors often recommend specific regimens for recovery.

پزشکان اغلب رژیم‌های خاصی را برای بهبودی توصیه می‌کنند.

there are various dietary regimens for different health goals.

رژیم‌های غذایی مختلفی برای اهداف سلامتی مختلف وجود دارد.

regimens can vary greatly depending on individual needs.

رژیم‌ها می‌توانند بسته به نیازهای فردی بسیار متفاوت باشند.

following a balanced regimen is key to maintaining health.

پایبیدن به یک رژیم متعادل برای حفظ سلامتی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید