regiments

[ایالات متحده]/ˈrɛdʒɪmənts/
[بریتانیا]/ˈrɛdʒɪmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(نظامی) واحدهای سربازان؛ گروه‌های بزرگ از مردم یا اشیاء

عبارات و ترکیب‌ها

infantry regiments

گردان‌های پیاده‌نظام

artillery regiments

گردان‌های توپخانه

cavalry regiments

گردان‌های سوارکاری

regiments deployed

گردان‌های مستقر شده

regiments mobilized

گردان‌های بسیج شده

regiments formed

گردان‌های تشکیل شده

regiments trained

گردان‌های آموزش‌دیده

regiments engaged

گردان‌های درگیر

regiments assigned

گردان‌های تعیین شده

regiments stationed

گردان‌های مستقر

جملات نمونه

the army regiments marched in perfect formation.

رگیمنت‌های ارتش با نظم کامل رژه رفتند.

several regiments were deployed to the front lines.

چند رگیمنت به خط مقدم اعزام شدند.

she served in one of the elite regiments.

او در یکی از رگیمنت‌های نخبه خدمت کرد.

the regiments held a parade to celebrate the victory.

رگیمنت‌ها برای بزرگداشت پیروزی یک رژه نظامی برگزار کردند.

regiments often train together for joint exercises.

رگیمنت‌ها اغلب برای انجام تمرینات مشترک با هم تمرین می‌کنند.

he was promoted to the commander of the regiments.

او به فرمانده رگیمنت‌ها ارتقا یافت.

regiments are essential for maintaining military organization.

رگیمنت‌ها برای حفظ سازمان نظامی ضروری هستند.

the regiments received new equipment for the mission.

رگیمنت‌ها تجهیزات جدید برای ماموریت دریافت کردند.

training regiments focus on physical fitness and discipline.

رگیمنت‌های آموزشی بر آمادگی جسمانی و انضباط تمرکز دارند.

each regiment has its own unique history and traditions.

هر رگیمنت تاریخچه و سنت‌های خاص خود را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید