infantry regiments
گردانهای پیادهنظام
artillery regiments
گردانهای توپخانه
cavalry regiments
گردانهای سوارکاری
regiments deployed
گردانهای مستقر شده
regiments mobilized
گردانهای بسیج شده
regiments formed
گردانهای تشکیل شده
regiments trained
گردانهای آموزشدیده
regiments engaged
گردانهای درگیر
regiments assigned
گردانهای تعیین شده
regiments stationed
گردانهای مستقر
the army regiments marched in perfect formation.
رگیمنتهای ارتش با نظم کامل رژه رفتند.
several regiments were deployed to the front lines.
چند رگیمنت به خط مقدم اعزام شدند.
she served in one of the elite regiments.
او در یکی از رگیمنتهای نخبه خدمت کرد.
the regiments held a parade to celebrate the victory.
رگیمنتها برای بزرگداشت پیروزی یک رژه نظامی برگزار کردند.
regiments often train together for joint exercises.
رگیمنتها اغلب برای انجام تمرینات مشترک با هم تمرین میکنند.
he was promoted to the commander of the regiments.
او به فرمانده رگیمنتها ارتقا یافت.
regiments are essential for maintaining military organization.
رگیمنتها برای حفظ سازمان نظامی ضروری هستند.
the regiments received new equipment for the mission.
رگیمنتها تجهیزات جدید برای ماموریت دریافت کردند.
training regiments focus on physical fitness and discipline.
رگیمنتهای آموزشی بر آمادگی جسمانی و انضباط تمرکز دارند.
each regiment has its own unique history and traditions.
هر رگیمنت تاریخچه و سنتهای خاص خود را دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید