corps

[ایالات متحده]/kɔː(r)/
[بریتانیا]/kɔːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد نظامی؛ شاخه‌ای از نظامی؛ اتحادیه دانشجویی در دانشگاه‌های آلمان

عبارات و ترکیب‌ها

marine corps

نیروی دریایی

medical corps

نیروی پزشکی

signal corps

نیروی ارتباطات

corps of engineers

نیروی مهندسی

جملات نمونه

the esprit de corps of a football team.

روحیه جنگ گروهی در یک تیم فوتبال.

The transport corps is ancillary to the infantry.

سپاه حمل و نقل به پیاده نظام جانبی است.

The medical corps were cited for bravery in combat.

نیروی پزشکی به خاطر شجاعت در نبرد مورد تحسین قرار گرفت.

A corps of doctors arrived to inoculate the recruits.

یک گروه از پزشکان برای واکسیناسیون سربازان رسیدند.

corpses laid out on cold mortuary slabs

جسدها روی تخته‌های سرد تشریح قرار گرفته بودند

The living soldiers put corpses together and burned them.

سربازان زنده اجساد را کنار هم گذاشتند و آنها را سوزاندند.

journalistic practices unacceptable to the aboveground press; an aboveground corps of 20,000 priests in Poland.

روش های روزنامه نگاری که برای رسانه های جریان اصلی قابل قبول نیست؛ یک گروه جریان اصلی از 20000 کشیش در لهستان.

A rebellion in the officer corps led to chaos in the armed forces. Arevolution is the overthrow of one government and its replacement with another:

یک شورش در میان افسران ارشد منجر به هرج و مرج در نیروهای مسلح شد. یک انقلاب سرنگونی یک دولت و جایگزینی آن با دیگری است:

Roger Gauthier, a hydrologist with the U.S.Army Corps of Engineers said even heavy snowfall in January and February may not be enough to replenish the water lost.

راجر گوتیر، یک هیدروشناس از ارتش ایالات متحده آمریکا، گفت حتی بارش برف سنگین در ژانویه و فوریه ممکن است برای جبران آب از دست رفته کافی نباشد.

The statue of General Sedgwick, cast from cannons captured by the VI Corps which he commanded during the Civil War, has rowel spurs that turn.

مجسمه ژنرال سدجویک که از توپ‌های گرفته شده توسط سپاه ششم که او در طول جنگ داخلی فرماندهی می‌کرد، دارای غلاف‌های چرخشی است.

نمونه‌های واقعی

Esprit de corps. - Yeah. Esprit de corps.

روحیه گروهی - بله. روحیه گروهی.

منبع: The Evolution of English Vocabulary

I felt like I'd just joined the corps of engineers!

احساس کردم که به تازگی به گروه مهندسی پیوسته ام!

منبع: Classic movies

The Mac team, he liked to emphasize, was a special corps with an exalted mission.

تیم مک، همانطور که دوست داشت تاکید کند، یک گروه ویژه با مأموریتی بلند بود.

منبع: Steve Jobs Biography

The marine corps will carry out live-fire drills.

نیروی دریایی، تمرینات شلیک زنده را انجام خواهد داد.

منبع: CCTV Observations

Esprit de corps is a fancy way of saying team spirit.

روحیه گروهی راهی فانتزی برای گفتن روحیه تیمی است.

منبع: VOA Special September 2019 Collection

Then farm wagons, ox carts and even private carriages commandeered by the medical corps.

سپس واگن‌های مزرعه، گاری‌های گاوی و حتی ارابه‌های خصوصی که توسط گروه پزشکی ضبط شده بودند.

منبع: Gone with the Wind

But the expeditionary corps will have to abandon Narvik.

اما گروه اعزامی باید نارویک را رها کند.

منبع: The Apocalypse of World War II

It was the 12th such meeting of corps commanders.

این دوازدهمین جلسه فرماندهان گروه بود.

منبع: CRI Online August 2021 Collection

And on Nov. 10th 1775 the marine corps was born.

و در 10 نوامبر 1775، تفنگداران دریایی متولد شدند.

منبع: CNN Listening Compilation May 2013

This is the same subscription service that news corps The Daily uses.

این همان سرویس اشتراکی است که گروه خبری The Daily از آن استفاده می کند.

منبع: Technology Trends

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید