regionalizing

[ایالات متحده]/[ˈrɪdʒənəˌlaɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈrɪdʒənəlˌaɪzɪŋ]/

ترجمه

v. (present participle of regionalize) به مناطق تقسیم کردن؛ سازماندهی یا ساختاربندی چیزی بر اساس تفاوت‌های منطقه‌ای؛ تطبیق یا تنظیم چیزی با یک منطقه خاص یا ویژگی‌های آن.

عبارات و ترکیب‌ها

regionalizing markets

بازارهای منطقه‌ای

regionalizing efforts

تلاش‌های منطقه‌ای

regionalizing policies

خط مشی‌های منطقه‌ای

regionalizing economies

اقتصادهای منطقه‌ای

regionalizing process

فرآیند منطقه‌ای‌سازی

regionalizing trend

روند منطقه‌ای‌سازی

regionalizing areas

مناطق منطقه‌ای

regionalizing impact

تاثیر منطقه‌ای‌سازی

regionalizing strategy

استراتژی منطقه‌ای‌سازی

regionalizing development

توسعه منطقه‌ای

جملات نمونه

the company is regionalizing its marketing strategy to better target local customers.

شرکت در حال منطقه‌ای‌سازی استراتژی بازاریابی خود برای هدف قرار دادن بهتر مشتریان محلی است.

we need to regionalize our product offerings to suit different consumer preferences.

ما باید پیشنهادات محصول خود را برای مطابقت با ترجیحات مصرف‌کننده متفاوت منطقه‌ای‌سازی کنیم.

the government is regionalizing healthcare services to improve access in rural areas.

دولت خدمات بهداشتی را برای بهبود دسترسی در مناطق روستایی منطقه‌ای‌سازی می‌کند.

regionalizing the sales force allows for more personalized customer interactions.

منطقه‌ای‌سازی نیروی فروش امکان تعاملات مشتریان شخصی‌تر را فراهم می‌کند.

the project aims to regionalize the curriculum to reflect local history and culture.

هدف این پروژه منطقه‌ای‌سازی برنامه درسی برای بازتاب تاریخ و فرهنگ محلی است.

regionalizing the supply chain can reduce transportation costs and lead times.

منطقه‌ای‌سازی زنجیره تامین می‌تواند هزینه‌های حمل و نقل و زمان تحویل را کاهش دهد.

the new initiative focuses on regionalizing job training programs for specific industries.

این طرح جدید بر منطقه‌ای‌سازی برنامه‌های آموزش شغلی برای صنایع خاص تمرکز دارد.

we are regionalizing our data centers to ensure compliance with local regulations.

ما مراکز داده خود را برای اطمینان از رعایت مقررات محلی منطقه‌ای‌سازی می‌کنیم.

the research suggests regionalizing agricultural practices to improve sustainability.

تحقیقات نشان می‌دهد که منطقه‌ای‌سازی شیوه‌های کشاورزی برای بهبود پایداری می‌تواند مفید باشد.

regionalizing the support team provides faster response times to regional issues.

منطقه‌ای‌سازی تیم پشتیبانی زمان پاسخ سریع‌تر به مسائل منطقه‌ای را فراهم می‌کند.

the company is regionalizing its pricing structure to remain competitive in each market.

شرکت در حال منطقه‌ای‌سازی ساختار قیمت‌گذاری خود برای حفظ رقابت در هر بازار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید