regorges the food
خوردن را تخلیه میکند
regorges the water
آب را تخلیه میکند
regorges the drink
نوشیدنی را تخلیه میکند
regorges the nutrients
مواد مغذی را تخلیه میکند
regorges the meal
وعده غذایی را تخلیه میکند
regorges the contents
محتوا را تخلیه میکند
regorges the leftovers
غذاهای باقی مانده را تخلیه میکند
regorges the excess
مازاد را تخلیه میکند
regorges the bulk
حجم را تخلیه میکند
the cat regorges its food after eating too quickly.
گربه غذایش را پس از خوردن خیلی سریع رژکت میکند.
he regorges his dinner when he feels anxious.
او شامش را رژکت میکند وقتی مضطرب است.
the dog regorges its meal on the carpet.
سگ غذایش را روی فرش رژکت میکند.
she often regorges her breakfast if she eats too fast.
او اغلب صبحانهاش را رژکت میکند اگر خیلی سریع بخورد.
the baby regorges its formula after being burped.
نوزاد بعد از دلکاسه شدن غذایش را رژکت میکند.
after the ride, he regorges his snacks.
بعد از سواری، او میان وعدههایش را رژکت میکند.
the horse regorges its feed due to stress.
اسب به دلیل استرس غذایش را رژکت میکند.
during the storm, the pet regorges its food.
در طول طوفان، حیوان خانگی غذایش را رژکت میکند.
she regorges her lunch when she feels nauseous.
او ناهارش را رژکت میکند وقتی احساس تهوع میکند.
the child regorges his meal after the roller coaster ride.
کودک بعد از سواری با شهربازی غذایش را رژکت میکند.
regorges the food
خوردن را تخلیه میکند
regorges the water
آب را تخلیه میکند
regorges the drink
نوشیدنی را تخلیه میکند
regorges the nutrients
مواد مغذی را تخلیه میکند
regorges the meal
وعده غذایی را تخلیه میکند
regorges the contents
محتوا را تخلیه میکند
regorges the leftovers
غذاهای باقی مانده را تخلیه میکند
regorges the excess
مازاد را تخلیه میکند
regorges the bulk
حجم را تخلیه میکند
the cat regorges its food after eating too quickly.
گربه غذایش را پس از خوردن خیلی سریع رژکت میکند.
he regorges his dinner when he feels anxious.
او شامش را رژکت میکند وقتی مضطرب است.
the dog regorges its meal on the carpet.
سگ غذایش را روی فرش رژکت میکند.
she often regorges her breakfast if she eats too fast.
او اغلب صبحانهاش را رژکت میکند اگر خیلی سریع بخورد.
the baby regorges its formula after being burped.
نوزاد بعد از دلکاسه شدن غذایش را رژکت میکند.
after the ride, he regorges his snacks.
بعد از سواری، او میان وعدههایش را رژکت میکند.
the horse regorges its feed due to stress.
اسب به دلیل استرس غذایش را رژکت میکند.
during the storm, the pet regorges its food.
در طول طوفان، حیوان خانگی غذایش را رژکت میکند.
she regorges her lunch when she feels nauseous.
او ناهارش را رژکت میکند وقتی احساس تهوع میکند.
the child regorges his meal after the roller coaster ride.
کودک بعد از سواری با شهربازی غذایش را رژکت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید