regorging food
غذا خوردن مجدد
regorging behavior
رفتار برگشت غذا
regorging process
فرآیند برگشت غذا
regorging issues
مشکلات برگشت غذا
regorging symptoms
علائم برگشت غذا
regorging cycle
چرخه برگشت غذا
regorging triggers
عوامل تحریک کننده برگشت غذا
regorging habits
عادتهای برگشت غذا
regorging episodes
حالات برگشت غذا
regorging patterns
الگوهای برگشت غذا
the bird was regorging its food to feed its chicks.
پرنده در حال بازگرداندن غذا برای تغذیه جوجه های خود بود.
after eating too much, he felt like regorging his meal.
بعد از خوردن زیاد، احساس کرد که باید غذایش را بازگرداند.
the snake is known for regorging its prey after swallowing it.
مارمولک به خاطر بازگرداندن طعمه پس از بلعیدن آن شناخته شده است.
regorging is a natural behavior in some bird species.
بازگرداندن یک رفتار طبیعی در برخی از گونه های پرندگان است.
he watched in shock as the fish began regorging its last meal.
او با حیرت تماشا کرد که ماهی شروع به بازگرداندن وعده غذایی آخر خود کرد.
regorging helps animals to clear their digestive systems.
بازگرداندن به حیوانات کمک می کند تا سیستم گوارشی خود را پاک کنند.
the vet explained the reasons behind regorging in pets.
دامپزشک دلیل بازگرداندن در حیوانات خانگی را توضیح داد.
she was concerned when her cat started regorging its food.
او نگران بود وقتی گربه اش شروع به بازگرداندن غذایش کرد.
regorging can sometimes indicate a health issue in animals.
بازگرداندن گاهی اوقات می تواند نشان دهنده یک مشکل سلامتی در حیوانات باشد.
he noticed the lizard regorging its last meal after being startled.
او متوجه شد که مارمولک پس از ترسیدن، وعده غذایی آخر خود را بازگرداند.
regorging food
غذا خوردن مجدد
regorging behavior
رفتار برگشت غذا
regorging process
فرآیند برگشت غذا
regorging issues
مشکلات برگشت غذا
regorging symptoms
علائم برگشت غذا
regorging cycle
چرخه برگشت غذا
regorging triggers
عوامل تحریک کننده برگشت غذا
regorging habits
عادتهای برگشت غذا
regorging episodes
حالات برگشت غذا
regorging patterns
الگوهای برگشت غذا
the bird was regorging its food to feed its chicks.
پرنده در حال بازگرداندن غذا برای تغذیه جوجه های خود بود.
after eating too much, he felt like regorging his meal.
بعد از خوردن زیاد، احساس کرد که باید غذایش را بازگرداند.
the snake is known for regorging its prey after swallowing it.
مارمولک به خاطر بازگرداندن طعمه پس از بلعیدن آن شناخته شده است.
regorging is a natural behavior in some bird species.
بازگرداندن یک رفتار طبیعی در برخی از گونه های پرندگان است.
he watched in shock as the fish began regorging its last meal.
او با حیرت تماشا کرد که ماهی شروع به بازگرداندن وعده غذایی آخر خود کرد.
regorging helps animals to clear their digestive systems.
بازگرداندن به حیوانات کمک می کند تا سیستم گوارشی خود را پاک کنند.
the vet explained the reasons behind regorging in pets.
دامپزشک دلیل بازگرداندن در حیوانات خانگی را توضیح داد.
she was concerned when her cat started regorging its food.
او نگران بود وقتی گربه اش شروع به بازگرداندن غذایش کرد.
regorging can sometimes indicate a health issue in animals.
بازگرداندن گاهی اوقات می تواند نشان دهنده یک مشکل سلامتی در حیوانات باشد.
he noticed the lizard regorging its last meal after being startled.
او متوجه شد که مارمولک پس از ترسیدن، وعده غذایی آخر خود را بازگرداند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید