regorging

[ایالات متحده]/rɪˈɡɔːdʒɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈɡɔrdʒɪŋ/

ترجمه

v. عمل بازگرداندن یا دوباره جاری شدن

عبارات و ترکیب‌ها

regorging food

غذا خوردن مجدد

regorging behavior

رفتار برگشت غذا

regorging process

فرآیند برگشت غذا

regorging issues

مشکلات برگشت غذا

regorging symptoms

علائم برگشت غذا

regorging cycle

چرخه برگشت غذا

regorging triggers

عوامل تحریک کننده برگشت غذا

regorging habits

عادت‌های برگشت غذا

regorging episodes

حالات برگشت غذا

regorging patterns

الگوهای برگشت غذا

جملات نمونه

the bird was regorging its food to feed its chicks.

پرنده در حال بازگرداندن غذا برای تغذیه جوجه های خود بود.

after eating too much, he felt like regorging his meal.

بعد از خوردن زیاد، احساس کرد که باید غذایش را بازگرداند.

the snake is known for regorging its prey after swallowing it.

مارمولک به خاطر بازگرداندن طعمه پس از بلعیدن آن شناخته شده است.

regorging is a natural behavior in some bird species.

بازگرداندن یک رفتار طبیعی در برخی از گونه های پرندگان است.

he watched in shock as the fish began regorging its last meal.

او با حیرت تماشا کرد که ماهی شروع به بازگرداندن وعده غذایی آخر خود کرد.

regorging helps animals to clear their digestive systems.

بازگرداندن به حیوانات کمک می کند تا سیستم گوارشی خود را پاک کنند.

the vet explained the reasons behind regorging in pets.

دامپزشک دلیل بازگرداندن در حیوانات خانگی را توضیح داد.

she was concerned when her cat started regorging its food.

او نگران بود وقتی گربه اش شروع به بازگرداندن غذایش کرد.

regorging can sometimes indicate a health issue in animals.

بازگرداندن گاهی اوقات می تواند نشان دهنده یک مشکل سلامتی در حیوانات باشد.

he noticed the lizard regorging its last meal after being startled.

او متوجه شد که مارمولک پس از ترسیدن، وعده غذایی آخر خود را بازگرداند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید