ejecting

[ایالات متحده]/[ɪˈdʒektɪŋ]/
[بریتانیا]/[ɪˈdʒektɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present participle of eject) بیرون راندن (حالت مشارکی)؛ مجبور کردن یا بیرون راندن؛ اخراج از یک موقعیت یا شغل؛ تبعید از یک مکان؛ با زور بیرون انداختن.

عبارات و ترکیب‌ها

ejecting debris

خارج کردن زباله

ejecting passengers

خارج کردن مسافران

ejecting data

خارج کردن داده

ejected forcefully

به زور خارج شده

ejected from

از خارج شده

ejecting the pin

خارج کردن پین

ejecting liquid

خارج کردن مایع

ejected material

مواد خارج شده

ejecting rapidly

به سرعت خارج کردن

ejecting system

سیستم خارج کردن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید