rehouse

[ایالات متحده]/ri:ˈhaʊz/
[بریتانیا]/ˌri'haʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فراهم کردن مسکن جدید برای (کسی)
Word Forms
قسمت سوم فعلrehoused
زمان گذشتهrehoused
صفت یا فعل حال استمراریrehousing
شکل سوم شخص مفردrehouses
جمعrehouses

جملات نمونه

The government pledged to rehouse the refugees.

دولت قول داد که مجدداً خانه‌های آوارگان را بازسازی کند.

tenants will be rehoused in hotels until their homes are habitable.

مستاجان تا زمانی که خانه‌هایشان قابل سکونت شود، در هتل‌ها اسکان داده خواهند شد.

The local authority ruled that he had made himself intentionally homeless and was therefore not entitled to be rehoused.

اداره محلی تصمیم گرفت که او عمداً خود را بی خانمان کرده و بنابراین واجد شرایط بازسازی نیست.

The organization decided to rehouse the refugees in a safer location.

سازمان تصمیم گرفت آوارگان را در یک مکان امن‌تر اسکان دهد.

After the fire, the family had to rehouse temporarily in a hotel.

پس از آتش‌سوزی، خانواده مجبور شد به طور موقت در یک هتل اسکان یابد.

The government provided funds to rehouse those affected by the natural disaster.

دولت برای اسکان مجدد افراد آسیب‌دیده از فاجعه طبیعی، بودجه‌ای ارائه کرد.

The charity organization helps rehouse stray animals in need of shelter.

سازمان خیریه به اسکان حیوانات ولگرد که به سرپناه نیاز دارند کمک می‌کند.

The landlord decided to rehouse the tenants in a different building due to renovations.

مالک تصمیم گرفت به دلیل بازسازی، مستاجران را در یک ساختمان دیگر اسکان دهد.

The city council plans to rehouse the residents of the old neighborhood in new apartments.

شورای شهر قصد دارد ساکنان محله قدیمی را در آپارتمان‌های جدید اسکان دهد.

The organization's main goal is to rehouse homeless individuals and families in the community.

هدف اصلی سازمان، اسکان مجدد افراد و خانواده‌های بی‌خانمان در جامعه است.

The real estate agent helped the family rehouse in a bigger and better home.

عامل املاک به خانواده کمک کرد تا در خانه‌ای بزرگتر و بهتر اسکان یابد.

The government program aims to rehouse veterans who are struggling with homelessness.

برنامه دولت بر این است که به جانبازانی که با بی‌خانمانی دست و پنجه نرم می‌کنند، اسکان دهد.

The animal shelter works tirelessly to rehouse abandoned pets with loving families.

سرپناهگاه حیوانات بی‌وقفه برای اسکان حیوانات خانگی رها شده با خانواده‌های مهربان تلاش می‌کند.

نمونه‌های واقعی

The charity Medecins Sans Frontieres says it's opening a refugee camp in northern France to rehouse people living in a makeshift camp outside Dunkirk.

سازمان پزشکان بدون مرز اعلام کرده است که در شمال فرانسه در حال ایجاد یک اردوگاه آوارگان برای اسکان مجدد افرادی است که در یک اردوگاه موقت در خارج از دانکرک زندگی می‌کنند.

منبع: BBC Listening March 2016 Compilation

Potential cost issues aside, rehousing this technology into a smartphone is more complicated in many ways, especially when it comes to structural strength and durability.

با وجود مشکلات احتمالی هزینه، اسکان مجدد این فناوری در یک تلفن همراه از بسیاری جهات پیچیده‌تر است، به خصوص در مورد استحکام و دوام ساختاری.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید