reincarnates

[ایالات متحده]/ˌriːɪnˈkɑːneɪts/
[بریتانیا]/ˌriːɪnˈkɑːrneɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به یک بدن یا فرم جدید دادن؛ در یک بدن دیگر دوباره متولد شدن

عبارات و ترکیب‌ها

life reincarnates

زندگی دوباره تجسم می یابد

soul reincarnates

روح دوباره تجسم می یابد

spirit reincarnates

روح (جان) دوباره تجسم می یابد

nature reincarnates

طبیعت دوباره تجسم می یابد

energy reincarnates

انرژی دوباره تجسم می یابد

consciousness reincarnates

آگاهی دوباره تجسم می یابد

mind reincarnates

ذهن دوباره تجسم می یابد

being reincarnates

وجود دوباره تجسم می یابد

identity reincarnates

هویت دوباره تجسم می یابد

soulmate reincarnates

همراه روح دوباره تجسم می یابد

time reincarnates

زمان دوباره تجسم می یابد

memory reincarnates

حافظه دوباره تجسم می یابد

love reincarnates

عشق دوباره تجسم می یابد

hope reincarnates

امید دوباره تجسم می یابد

dreams reincarnates

رویاها دوباره تجسم می یابد

جملات نمونه

she believes that her soul reincarnates into different forms.

او معتقد است که روحش بارها در قالب‌های مختلفی متولد می‌شود.

in some cultures, it is believed that one reincarnates based on their karma.

در برخی فرهنگ‌ها، باور بر این است که تولد دوباره بر اساس کارما اتفاق می‌افتد.

the concept of reincarnates is central to many eastern religions.

مفهوم تولد دوباره در بسیاری از ادیان شرقی از اهمیت بالایی برخوردار است.

he often wonders what animal he might reincarnates as in his next life.

او اغلب فکر می‌کند در زندگی بعدی به چه حیوانی تبدیل خواهد شد.

some stories suggest that a hero reincarnates to save the world again.

برخی از داستان‌ها نشان می‌دهند که یک قهرمان برای نجات جهان دوباره متولد می‌شود.

many people find comfort in the idea that loved ones reincarnates.

بسیاری از مردم در این فکر که عزیزانشان دوباره متولد می‌شوند، آرامش می‌یابند.

she believes that every life is a lesson and that she reincarnates to learn.

او معتقد است که هر زندگی یک درس است و او برای یادگیری دوباره متولد می‌شود.

in her view, the spirit reincarnates until it achieves enlightenment.

به باور او، روح تا زمانی که به روشنایی نرسد، دوباره متولد می‌شود.

he read a book about how the soul reincarnates across different eras.

او کتابی در مورد اینکه روح در طول دوره‌های مختلف چگونه دوباره متولد می‌شود خواند.

some believe that if one lives a good life, they will reincarnates as a higher being.

برخی معتقدند که اگر کسی زندگی خوبی داشته باشد، به عنوان یک موجود برتر دوباره متولد می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید