reinfection

[ایالات متحده]/ˌriːɪnˈfɛkʃən/
[بریتانیا]/ˌriːɪnˈfɛkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دوباره آلوده شدن

عبارات و ترکیب‌ها

reinfection risk

خطر آلودگی مجدد

prevent reinfection

جلوگیری از آلودگی مجدد

reinfection rate

نرخ آلودگی مجدد

reinfection cases

موارد آلودگی مجدد

post reinfection

پس از آلودگی مجدد

reinfection symptoms

علائم آلودگی مجدد

risk of reinfection

احتمال آلودگی مجدد

reinfection prevention

پیشگیری از آلودگی مجدد

reinfection study

مطالعه آلودگی مجدد

reinfection concerns

نگرانی‌های مربوط به آلودگی مجدد

post-reinfection

پس از آلودگی مجدد

reinfection impact

اثرات آلودگی مجدد

جملات نمونه

reinfection can occur if the immune response is weak.

احتمال عفونت مجدد وجود دارد اگر پاسخ ایمنی ضعیف باشد.

preventing reinfection is crucial for recovery.

جلوگیری از عفونت مجدد برای بهبودی بسیار مهم است.

the risk of reinfection increases with time.

احتمال عفونت مجدد با گذشت زمان افزایش می یابد.

doctors advise patients to take precautions against reinfection.

پزشکان توصیه می کنند بیماران برای جلوگیری از عفونت مجدد احتیاط کنند.

vaccination can help reduce the chances of reinfection.

واکسیناسیون می تواند به کاهش احتمال عفونت مجدد کمک کند.

reinfection rates vary by region and population.

نرخ عفونت مجدد بسته به منطقه و جمعیت متفاوت است.

studies show that reinfection can happen within months.

مطالعات نشان می دهد که عفونت مجدد می تواند در عرض چند ماه اتفاق بیفتد.

understanding reinfection is important for public health.

درک عفونت مجدد برای سلامت عمومی مهم است.

symptoms of reinfection may differ from the initial infection.

علائم عفونت مجدد ممکن است با عفونت اولیه متفاوت باشد.

monitoring for reinfection is essential after treatment.

نظارت بر عفونت مجدد پس از درمان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید