reinsert

[ایالات متحده]/ˌriɪn'sɝt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره وارد کنید; در موقعیت خود قرار دهید
Word Forms
زمان گذشتهreinserted
قسمت سوم فعلreinserted
صفت یا فعل حال استمراریreinserting

جملات نمونه

Please reinsert the key into the lock.

لطفاً دوباره کلید را در قفل قرار دهید.

You need to reinsert the batteries the right way.

شما باید باتری‌ها را به درستی دوباره وارد کنید.

Make sure to reinsert the memory card after transferring the files.

مطمئن شوید که پس از انتقال فایل‌ها، کارت حافظه را دوباره وارد کنید.

It's important to reinsert the plug securely to avoid any accidents.

وارد کردن مجدد دوشاخا به طور ایمن برای جلوگیری از هرگونه حادثه مهم است.

He had to reinsert the missing pages into the document.

او مجبور شد صفحات گم شده را به سند بازگرداند.

The technician will reinsert the cable to fix the connection issue.

تکنسین کابل را برای رفع مشکل اتصال دوباره وارد خواهد کرد.

After cleaning the printer, remember to reinsert the ink cartridges.

پس از تمیز کردن چاپگر، به یاد داشته باشید کارتریج جوهر را دوباره وارد کنید.

She had to reinsert the SIM card to get the phone working again.

او مجبور شد سیم کارت را دوباره وارد کند تا تلفن دوباره کار کند.

Don't forget to reinsert the filter after cleaning the vacuum cleaner.

فراموش نکنید که پس از تمیز کردن جاروبرقی، فیلتر را دوباره وارد کنید.

The mechanic will reinsert the spark plugs to improve the engine performance.

مکانیک شمع‌ها را دوباره وارد می‌کند تا عملکرد موتور را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید